تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح فارسى كفاية الاصول مرحوم آخوند خراسانى — صفحة 226

مساهمون:

ص٢٢٦
لا ما توهم من ان المقدمة انما تكون مأمورا بها بعنوان المقدمة فلا بد عند ارادة الامتثال بالمقدمة من قصد هذا العنوان و قصدها كذلك لا يكاد يكون بدون قصد التوصل الى ذى المقدمة بها فانه فاسد جدا ضرورة ان عنوان المقدمة ليس بموقوف عليه الواجب و لا بالحمل الشائع مقدمة له و انما كان المقدمة هو نفس المعنونات بعناوينها الاولية و المقدمية انما تكون علة لوجوبها
شرح
قائل بشويم كه مقدمه واجب واجب نيست شرعا باز به واسطه قصد توصل مقدمه عبادى مىشود و اين مطلب سر در اعتبار قصد توصل است در اينكه مقدمه را عبادى كند يعنى اگر بخواهيم مقدمه عبادى باشد قصد توصل به ذى المقدمة كافى است براى عبادت آن مقدمه چه امر غيرى داشته باشد چه اصلا نداشته باشد

[ رد كسانى كه عنوان مقدميت را لازم در امتثال مىدانند ]

قوله : لا ما توهم من ان المقدمة الخ در تقريرات بيان نموده است كه قصد مقدميت لازم است و گمان نموده‌اند كه مقدمه زمانى مأمور به است كه بعنوان مقدمى بودن آورده شود و موقعى كه ما خواستيم مقدمه را امتثال بنمائيم لابديم كه قصد عنوان مقدميت را بنمائيم نظير چهار ركعت نماز ظهر كه اجزاء چهار ركعت را بايد بياوريم با عنوان ظهريت . و اگر بدون قصد ظهر آورديم و فقط نيت كند كه چهار ركعت نماز بجا مىآورم البته اين باطل است و قصد مقدميت عبادى نمىشود الا زمانى كه قصد توصل به ذى المقدمه را داشته باشيم كه اين حرف فاسد است جدا چون زمانى كه قصد توصل را آورديم ديگر احتياجى به عنوان مقدميت نداريم و قصد عنوان مقدميت لازم نيست در عباديت قوله : ضرورة الخ جواب اينكه واجب توقف بر عنوان مقدميت كه اعتبارى است ندارد و همچنين عنوان مقدميت بحمل شايع مقدمه براى واجب نيست چون آن امر اعتبارى
شرح فارسى كفاية الاصول مرحوم آخوند خراسانى — صفحة 226 | محمدحسين نجفى دولت آبادى اصفهانى