تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح فارسى كفاية الاصول مرحوم آخوند خراسانى — صفحة 201

مساهمون:

ص٢٠١
. . . . . . . . . .
شرح
در واجب غيرى دخيل در ايجاب غيرى او نيست و همانا ايجاب واجب غيرى به واسطه مقدمه براى واجب نفسى است مثل طهارت كه مقدمه براى نماز است . از اين جهت واجب است درحالىكه خود طهارت عنوان حسنى من نفسه هم دارد كه آن آنست كه طهارت فى نفسه خوب است چنان كه خداى تعالى مىفرمايدإِنَّ اللَّهَ يُحِبُّ التَّوَّابِينَ وَ يُحِبُّ الْمُتَطَهِّرِينَو اين تفسيرى كه ما بيان نموديم براى واجب نفسى و غيرى شايد مراد كسانى كه گفته‌اند واجب نفسى آنست كه ما امر به لنفسه و واجب غيرى آن است كه ما امر به لاجل غيره شايد مراد آنها همين مطلب ما باشد كه گذشت كه در اين حال ديگر اعتراضى وارد نمىشود كه بگوئيم اكثر واجبات اگر نگوئيم همه واجبات اين‌ها از واجبات غيريه هستند چونكه همه واجبات به جهت يك عنوان حسنى هستند و كم است در اوامر كه يك امر مطلوب نفسى داشته باشد بلكه اكثر مطلوبات به جهت غايات و آثارى است كه خارج هستند از حقيقت آن واجب فتأمل و لا يخفى بر اينكه حاصل فرمايشات صاحب كفايه آن شد كه واجب نفسى آن چيزى است كه وجوبش براى حسن ذاتى او باشد سواء آنكه مقدمه باشد براى شىء ديگرى يا نه و ملاك وجوب غيرى آن شد كه وجوب او براى حسن غيرش است نظير طهارات ثلاث و لو خودش فى حد نفسه عنوان حسنى دارد نظير همان طهارت كه فى حد نفسه حسنى و عنوانى دارند . جواب از اين مطلب اينكه واجبات نفسيه اگر ايجاب آنها من باب مقدميت باشد چون مصالح و فوائد بر آنها مترتب مىشود اشكال باقى است چونكه اين‌ها قهرا واجبات غيريه مىشوند و اما اگر حسن عمل آنها نفسى باشد يعنى نه من باب مصالحى و فوائدى كه بر آنها مترتب است در اين حال قهرا هر واجبى دو ملاك در او پيدا مىشود حسن ذاتى و حسن غيرى نظير صلاة ظهر كه چون امر نفسى دارد حسن