تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح فارسى كفاية الاصول مرحوم آخوند خراسانى — صفحة 196

مساهمون:

ص١٩٦
. . . . . . . . . .
شرح
بياورد و اين معنائى كه براى قيد برمىگردد به هيئت يا برمىگردد به ماده بيان نموديم نسبت بين اين دو معنى عموم و خصوص من وجه است كه ماده افتراق قيد هيئت باشد و قيد واجب نباشد نظير استطاعت بعد از آنكه مكلف مستطيع شد وجوب حج هم مىآيد ولى در مقام اعمال حج لازم نيست كه آن‌وقت هم مستطيع باشد بلكه بعد از عصيان و ترك حج چندين سال بعد متسكعا درحالىكه استطاعت او رفته حج را بجا آورد صحيح است و لو معصيت كرده است كه در اينجا قيد هيئت هست بدون ماده و از طرف قيد ماده بدون هيئت نظير در صلاة طهارت لباس يا بدن در اين موارد قيد ماده و واجب موجود مىباشد بدون قيد هيئت و محل اجتماع قيد ماده و هيئت نظير زوال ظهر است كه قيد براى وجوب نماز ظهر است و همچنين قيد واجب و ماده است كه بايد نماز را در وقت بجا بياورد نه بدون وقت و همچنين مغرب و صبح كه قيد هيئت است و هم قيد ماده هر دو . بنابراين معنى كه براى قيد هيئت و ماده ما بيان نموديم البته هر دو معنى با يكديگر تباين دارند و ضد ديگرى مىباشند در اين حال اگر قيدى پيدا شد و متصل بكلام باشد و ما شك كرديم كه اين قيد آيا برمىگردد به هيئت يا ماده البته ظهورى نه براى هيئت دارد نه براى ماده چون اين قيد صلاحيت دارد به هر دو برگردد و ظهورى براى هيچ‌كدام طرف پيدا نمىشود و از اين جهت كلام مجمل مىشود . و اما اگر قيد منفصل باشد و خارج از كلام باشد و لو مقدمات حكمت جريان آنها در ماده و در هيئت در هر دو مىآيد و هركدام از ماده و هيئت ظهور اطلاقى پيدا مىكنند لكن قيد چون در خارج به يكى از اين‌ها خورده و فرض آنست كه ما نمىدانيم بكدام خورده قهرا علم اجمالى به يكى از اين‌ها سبب مىشود كه ظهور اطلاقى هر دو از حجيت بيفتد و هيچ‌كدام حجت نباشد و از بيان ما در معناى قيد براى هيئت و ماده ظاهر شد اشكالاتى در كلام مرحوم صاحب كفايه است كما لا يخفى
شرح فارسى كفاية الاصول مرحوم آخوند خراسانى — صفحة 196 | محمدحسين نجفى دولت آبادى اصفهانى