تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح فارسى كفاية الاصول مرحوم آخوند خراسانى — صفحة 10

مساهمون:

ص١٠
المبحث الثالث هل الجمل الخبرية التى تستعمل فى مقام الطلب و البعث مثل يغتسل و يتوضا و يعيد ظاهرة فى الوجوب او لا لتعدد المجازات فيها و ليس الوجوب باقواها بعد تعذر حملها على معناها من الاخبار بثبوت

[ مبحث سوم : استعمال جمل خبريه در معناى انشاء و طلب ]

شرح
قوله : المبحث الثالث هل الجمل الخبرية التى تستعمل فى مقام الطلب الخ مبحث سوم در جمل خبريه در اينست كه جمل خبريه كه استعمال مىشوند در مقام طلب و بعث مثل الفاظ يغتسل و يتوضأ و يعيد آيا ظهور در وجوب دارند يا نه يعنى لفظ يغتسل مثلا معناى او اغتسل است يا نه بعد از آنكه معناى حقيقى جمل خبريه اراده نشده است و معانى مجازيه متعدد است مثل مطلق طلب و ندب و غيره مثل صيغه امر كه در ترجى و تمنى و تهديد و انذار و غيره استعمال مىشود و وجوب در ميان معانى مطلق طلب و ندب و غيره اقوى نيست بلكه مساوى با آنهاست بعد از آنكه متعذر هستيم حمل كنيم بر معانى اصلى خودشان كه معنى اصلى آنها خبر دادن بثبوت نسبة است در خارج و حكاية از وقوع نسبت ، و ظاهر اينست كه جمل خبريه ظاهر در وجوب است بلكه ظهور جمل خبريه در وجوب اظهر است از صيغ انشائيه در وجوب . و لكن مخفى نماند كه جمل خبريه در وجوب در معناى اصليشان استعمال شده‌اند نه اينست كه در غير معناى اصليشان استعمال شده باشند الا اينكه داعى آن اعلام نيست بنابراين دواعى جمله خبريه بعضى موارد بمضمون جمله كه مخاطب با خبر شود معناى آن را مثل زيد قائم است يا داعى از جمله آنست كه متكلم خبر دهد كه منهم عالم هستم بمضمون آن مثل قد حفظت القرآن و يا داعى از جمله انشاء باشد كما آنكه در مثال ما نحن فيه هست بلكه در اينجا بداعى بعت بنحو آكد است به جهت آنكه در باب معانى اسميه و حرفيه گذشت كه جمله بعت مثلا چه استعمال در انشاء بشود و چه استعمال در خبر هر دو يك معنى هستند كه نسبت ماده و بيع را بفاعل مىدهد .