مثله لا مجال لها كما حقق فى محلة مع ان المشهور القائلين بالصحيح قائلون بها فى الشك فيها و بهذا يشكل لو كان البسيط هو ملزوم المطلوب ايضا مدفوع بان الجامع انما هو مفهوم واحد منتزع عن هذه المركبات
شرح
در شك در اجزاء و شرائط چونكه در اصل تكليف اجمالى نيست در اين حال و اجمال و شك در امتثال و مكلف به است و در مثل اين موارد راهى براى برائت نيست و بايد حتما احتياط كنيم و برائت در اصل تكليف است نه در مكلف به مثلا اگر مولا امر فرمود اكرام كنيد ده نفر از علما را و بعض آنها را اگر ما شك داريم كه آيا عالم هست يا نه امتثال امر به اين مشكوك نمىشود و بايد حتما احتياط كنيم و افرادى كه يقين داريم عالم هستند اكرام كنيم چون كه اشتغال يقينى برائت يقينى مىخواهد و در ما نحن فيه تكليف ما بامر بسيط مطلوب است و شك در محقق آن و در امتثال آن است حتما بايد احتياط كنيم و برائت جارى نمىشود با اينكه مشهور كه قائل بصحيح هستند قائل هستند به برائت در شك جزء يا شرط برائت جارى مىكنند .