تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح فارسى كفاية الاصول مرحوم آخوند خراسانى — صفحة 82

مساهمون:

ص٨٢
مثله لا مجال لها كما حقق فى محلة مع ان المشهور القائلين بالصحيح قائلون بها فى الشك فيها و بهذا يشكل لو كان البسيط هو ملزوم المطلوب ايضا مدفوع بان الجامع انما هو مفهوم واحد منتزع عن هذه المركبات
شرح
در شك در اجزاء و شرائط چونكه در اصل تكليف اجمالى نيست در اين حال و اجمال و شك در امتثال و مكلف به است و در مثل اين موارد راهى براى برائت نيست و بايد حتما احتياط كنيم و برائت در اصل تكليف است نه در مكلف به مثلا اگر مولا امر فرمود اكرام كنيد ده نفر از علما را و بعض آنها را اگر ما شك داريم كه آيا عالم هست يا نه امتثال امر به اين مشكوك نمىشود و بايد حتما احتياط كنيم و افرادى كه يقين داريم عالم هستند اكرام كنيم چون كه اشتغال يقينى برائت يقينى مىخواهد و در ما نحن فيه تكليف ما بامر بسيط مطلوب است و شك در محقق آن و در امتثال آن است حتما بايد احتياط كنيم و برائت جارى نمىشود با اينكه مشهور كه قائل بصحيح هستند قائل هستند به برائت در شك جزء يا شرط برائت جارى مىكنند .

[ عدم جريان برائت بنا بر جامع بسيط ]

قوله : و بهذا يشكل الخ همين اشكال وارد است اگر آن مسمى و جامع امر بسيطى باشد كه ملزوم مطلوب باشد نه خود مطلوب چونكه باز تكليف معلوم است و شك در مكلف به داريم .

[ در اشكالات بر جامع بسيط ]

قوله : مدفوع الخ مدفوع خبر براى و الاشكال فيه مىباشد اين اشكالها كه شد بر اينكه نمىتوانيد شما برائت جارى كنيد در قسم دوم و سوم كه گفته شد اين امر جامع مشترك يا ملزومى است كه مساوى با عنوان مطلوب است و لازم مىآيد ترادف بين مطلوب و لفظ صلاة و چون شك در مأمور به داريد نمىتوانيد برائت جارى كنيد جواب اينكه اين حرف شما دفع شده به جهت آنكه جامع