شرح فارسى كفاية الاصول مرحوم آخوند خراسانى — صفحة 78
ان الظاهر ان الصحة عند الكل بمعنى واحد و هو التمامية و تفسيرها باسقاط القضاء كما عن الفقهاء او بموافقة الشريعة كما عن المتكلمين او غير ذلك انما هو بالمهم من لوازمها لوضوح اختلافه بحسب اختلاف الانظار و هذا لا يوجب تعدد المعنى كما لا يوجبه اختلافها بحسب الحالات من السفر و الحضر و الاختيار و الاضطرار الى غير ذلك كما لا يخفى . است يعنى دعا با اجزاء و شرائط ديگر با قرينه ولى باز به اين شخص هم مىگوييم بنا بر حرف شما كه معانى لغويه داشته باشند باز اين اشكال پيش مىآيد كه اين لفظ صلاة مثلا كه آورديد آيا تمام الاجزاء و شرائط است كه صحيح باشد يا فى الجملة كه اعم باشد و حاصل آنكه قول باقلانى با كسانى كه قائل بعدم حقيقت شرعيهاند چندان فرقى ندارد و هركدام اصل شد ديگرى قرينه مىخواهد اگرچه اصل هم قرينه مىخواهد ولى قرينه عامه كما لا يخفى . [ اتحاد معناى صحيح نزد تمام علماء ] قوله : و منها ان الظاهر ان الصحة عند الكل بمعنى واحد الخ . گفتيم كه استعمال الفاظ در لسان شارع آيا در خصوص صحيحه است يا اعم حال معناى صحة چيست ظاهر اينست كه لفظ صحه نزد همه علماء يك معنى دارد و آن تماميت است و لا اشكال بر آنكه تماميت شامل اجزاء و شرائط مىشود يعنى مثل صلاة كه واجد اجزاء و شرائط بود صحيح مىنامند و اما اگر عدم المزاحم و عدم المانع مثل آنكه اهمى مزاحم آن نشود و نهى تعلق به آن نگرفته باشد محل خلاف است و حق آنست كه ممكن است اينها جزء مسمى قرار داده شود مثل اجزاء و شرائط و محال نيست مثل آنكه علت و معلول با هم اسم قرار داده شود ولى وقوع ندارد و ممكن است بگوئيم بنا بر صحيحى آنها هم معتبر است چون كه صحيح نزد شارع بايد اعتبار كنيم نه صحيح نزد ما و صحيح نزد شارع تمام