الاطراد و عدمه علامة للحقيقة و المجاز ايضا و لعله بملاحظة نوع العلائق
شرح
بالجمله اگر حمل شايع صناعى شد علامت اينست كه آن موضوع له از مصاديق آن كلى است و از افراد آن كلى است حقيقتا مثل زيد در زيد قائم كه حقيقتا يكى از مصاديق كلى قائم است كما اينكه صحة سلب لفظ از معنى علامت اينست كه آن لفظ در آن معنى مجاز استعمال شده و لو قائل نشويم كه مجاز لغوى است بلكه مجاز عقلى است چون در رأيت اسدا يرمى مجاز لغوى ممكن است باشد و ممكن است مجاز عقلى باشد كه اسد حقيقتا در معناى اصلى خودش كه حيوان مفترس باشد استعمال نشده است ولى بااينحال حقيقة لغوى و مجاز عقلى مىباشد چون در رجل شجاع استعمال شده و مجاز عقلى مثل انبت الربيع البقل هركدام از الفاظ در معانى حقيقى لغوى خودشان استعمال شدهاند ولى در نسبت مجاز شده است ما در اين مثال متقدم نسبت نبات را نبايد بربيع بدهيم چون نسبت آن را بمصداق اصلى خودش ندادهايم كه خدا باشد از اين جهت مجاز عقلى شده كما آنكه سكاكى قائل به آن مىباشد .