و دروغ به آنها معجزه داده شود و فرق بين نبى صادق و نبى كاذب بر ما نشود چونكه بنا بر قول آنها جايز است معجزه بدست كسى كه ادعاء پيغمبرى مىكند و لو كذبا باشد و اينها قبيح نيست و اما استدلال بر اثبات صانع ما در تمام مصنوعات وقتى نظر كنيم مىبينيم آنها يك صانعى و يك خالقى دارد و اگر افعال خودمان را كه صانع مىباشيم و ايجاد فعل مىكنيم اگر منكر شديم اصل را و گفتيم اين افعال از ما نيست فرع او را كه اثبات صانع كنيم بطريق اولى منكر خواهيم شد چون اعمال خودمان اصل است و فرع بر آنها مصنوعات ديگر است و اما اثبات صحت شريعت بعد از آنكه جايز است بنا بر قول آنها اعمال قبيح از خداى تعالى لازمه دارد كه ما را امر به قبايح نمايد مثل كفر و ضلال با اين حال چگونه انسان اطمينان به شريعتى كه از طرف خداى تعالى آمده بنمايد .
نهم از مفاسد مذهب آنها لازمه دارد كه نعوذ باللّه خداى تعالى را از سفهاء و جهال قرار بدهيم تعالى اللّه عما يقولون به جهت آنكه افعال بندگان مختلف است از شرك و اضداد و انداد و فحش و سب و مدح و مذمت حاصل آنكه افعال بندگان يك دستهاى خدا را مدح مىكنند و دستهاى خدا را مذمت مىكنند و دستهاى خداى تعالى را نعوذ باللّه فحش مىدهند و دستهاى اصلا خدا را قائل نيستند و اين اعمال بندگان به اختلافى كه در عالم دارند چون بنا بر قول آنها اين افعال و اعمال را تمام آنها را خداى تعالى بجا مىآورد و اراده بندگان در آنها هيچ دخيل نيست و افعال بندگان نيست و لازمه حرف آنها آنست كه اين افعال از شخص سفيه و جاهل پيدا بشود و نفى علم و حكمت و غيره از خداى تعالى بنمائيم تعالى اللّه عن ذلك و اينهائى كه ذكر شد مختصرى از لوازم مفاسد جبريه بود
شرح فارسى كفاية الاصول مرحوم آخوند خراسانى — صفحة 297
مساهمون: محمدحسين نجفى دولت آبادى اصفهانى
ص٢٩٧