و ان الجزئية باعتبار تقيد المعنى باللحاظ فى موارد الاستعمالات آليا او استقلاليا و الكلية به لحاظ نفس المعنى و منه ظهر عدم اختصاص الا شكال و الدفع بالحرف بل يعم غيره فتامل فى المقام فانه دقيق و مزال الاقدام للاعلام .
و قد سبق فى بعض الامور بعض الكلام و الاعادة مع ذلك لما فيها من الفائدة و الإفادة فافهم .
شرح
به حرف نيست فقط بلكه شامل اسم هم مىشود چونكه معناى اسم هم بقيد ذهنى جزئى مىشود و ممكن نيست در خارج واقع شود مثل معناى حرف پس تأمل كن در مقام چونكه اينجا دقيق است و لغزنده است براى علماء و قبلا هم اين مطالب را گفتيم در اينجا هم باز اعاده كرديم چونكه فائده و استفاده در او مىباشد .
و مخفى نماند جواب مصنف در بابت معنى حروف در باب حرف گذشت و آنچه كه متبادر است از معانى حرفيه تبادر معانى جزئيه است و تبادر علامت حقيقت است كما آنكه گذشت و گذشت ايضا كه اصلا كلمه حرف را مثل من صحيح نيست كه جاى ابتداء اسمى بگذاريم و استعمال كنيم كيف به اينكه حقيقت باشد بنا بر حرف مصنف و حاصل آنكه جواب گذشت كما لا يخفى .