تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح فارسى كفاية الاصول مرحوم آخوند خراسانى — صفحة 144

مساهمون:

ص١٤٤
ازاحة شبهة قد اشتهر فى السنة النحاة دلالة الفعل على الزمان حتى اخذوا الاقتران بها فى تعريفه و هو اشتباه . ضرورة عدم دلالة الامر و لا النهى عليه بل على انشاء طلب الفعل
شرح
و هيئت ضرب دلالت دارد بر نسبت ضرب را بزيد از اين جهت افعال مثل مصادر مىشوند كه حمل در آنها ممكن نيست و مواد آنها معانى مصادر است كه گذشت و هيئت افعال فقط نسبت مواد را بذات مىدهد كما آنكه گذشت در ضرب زيد .

[ دلالت نداشتن فعل بر زمان بر خلاف نحويين ]

قوله : ازاحة شبهة الخ بتحقيق كه مشهور است در زبان نحويها كه فعل دلالت بر زمان مىكند حتى اينكه در تعريف فعل مىگويند كه مقترن به يكى از ازمنه ثلاثه است و اين حرف اشتباه است . مخفى نماند كه فعل يك ماده‌اى دارد و يك هيئتى و لا اشكال در اينكه ماده دلالت بر زمان نمىكند و موضوع له او طبيعت لا به شرط مقسمى است و هيچ خصوصيتى در او گرفته نشده است و اما هيئت وضع آنها وضع حروف است كما تقدم و هيچ دلالت بر زمان ندارد و بلكه نسبت ماده را بذات مىدهد مثلا ضرب زيد دلالت مىكند هيئت بر اينكه ماده ضرب منتسب است بزيد قبل از تكلم كما آنكه يضرب زيد هيئت آن دلالت مىكند بر وقوع نسبت ضرب بزيد از حين تكلم الى ما بعد و همچنين فعل امر دلالت دارد طلب آن نسبت را از زيد كما آنكه نهى هم دلالت بر ترك طلب و هيچ‌كدام از اين‌ها دلالت بر زمان ندارند نه دلالت مطابقه و نه تضمن و نه التزام . قوله : ضرورة عدم دلالة الخ و ضرورى است كه امر و نهى دال بر زمان نيستند بلكه فقط دلالت بر انشاء طلب فعل يا طلب ترك فعل را مىكنند و نهاية امر