مخفى بماند ، و محلّم از كيدهاى اهل گمراهى و ارتداد از حوادث امتهاى گمراه محفوظ بماند ، لذا اين سفارش مرا به تپّههاى بلند كشانده است . . . » . « 1 »
2 - و نيز در روايتى ديگر در مورد آن حضرت مىخوانيم : « . . . كسى كه در شهرها حاضر و از ديدگان غائب است » . « 2 »
شيخ صدوق همين اعتقاد را در كتاب « الهداية » آورده است . « 3 »
شيعه معتقد است كه گرچه از زمان غيبت صغرى تاكنون حضرت از عموم مردم غائب بوده است ولى اين بدان معنا نيست كه هيچكس نتوانسته است خدمت او شرفياب شود ، چه بسيار افرادى كه در غيبت صغرى و كبرى به خدمت آن حضرت رسيده و از بركاتش استفادهها بردهاند ، كه در لابلاى كتب به آن اشاره شده است .
ابو جعفر كلينى در كتاب « كافى » بابى را به نام « باب في تسمية من رآه » آورده و روايات بسيارى را در مورد كسانى كه به خدمت حضرت شرفياب شدهاند آورده است . « 4 »
و نيز شيخ مفيد در كتاب « الارشاد » و شيخ صدوق در « كمال الدين » و ديگران در اين زمينه رواياتى را ذكر كردهاند . « 5 »
اسحاق بن عمار از امام صادق عليه السّلام نقل مىكند كه فرمود : « للقائم غيبتان :
احداهما قصيرة و الأخرى طويلة . الغيبة الاولى لا يعلم بمكانه فيها إلّا خاصة
هامش
( 1 ) . اقبال الاعمال ، ج 1 ، ص 51 .
( 2 ) . بحار الانوار .
( 3 ) . الهداية ، ص 30 .
( 4 ) . كافى ، ج 1 ، ص 329 - 332 .
( 5 ) . الارشاد ، ج 2 ، ص 351 - 355 ، كمال الدين ، ص 424 - 434 .