تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اماكن مقدسه مرتبط با حضرت مهدى ( ع ) ( فارسى ) — صفحة 43

مساهمون:

ص٤٣
معتضد بعد از رسيدن خبر شكست آن‌ها لشكرى را به سوى خانهء حضرت روانه كرد ، آنان هنگامى كه وارد خانه شدند صداى قرائت قرآن را از سرداب شنيدند ، بر در سرداب ايستادند تا از آن خارج نشود . امير آنان نيز منتظر بود تا تمام لشكر برسد ، ولى امام زمان عليه السّلام به قدرت الهى از در سرداب خارج شد و از جلو آنان گذشته و از ديد آن‌ها غائب شد . امير مىگويد : وارد سرداب شويد . به او مىگويند : مگر همين طفل نبود كه از جلو ما گذشت ؟ امير گفت : من او را نديدم ، چرا او را رها كرديد ؟ گفتند : ما گمان نموديم كه شما او را ديده‌ايد و دستورى صادر نكرديد . « 1 » ظاهر آن است كه اين روايت سبب شده كه سرداب حضرت را به سرداب غيبت بنامند ، و يا به وجه ديگرى كه قبلا به آن اشاره شد . ما هنگامى كه به علماى اهل سنت عقيده‌اى را نسبت مىدهيم مصدر و مرجع آن را ذكر مىكنيم ولى - مع الاسف - اهل سنت در اين نسبت به شيعه انصاف را به خرج نداده و بدون ذكر مرجع و مصدر اين اتهام را به علماى شيعه نسبت داده‌اند . ثالثا : از روايات بسيارى استفاده مىشود كه امام زمان عليه السّلام در عصر غيبت نه تنها در سرداب مقدس مخفى نيست ، بلكه هيچ مكان خاصى براى او وجود ندارد . 1 - امام زمان عليه السّلام در خطاب خود به ابراهيم بن مهزيار فرمود : « پدرم مرا وصيت كرده كه در سرزمين‌هاى دور مخفى و سكنى گزينم تا امرم براى مردم
هامش
( 1 ) . بحار الانوار ، ج 52 ، الخرائج و الجرائح ، ج 2 ، ص 943 .