بصره و امير المؤمنين عليه السّلام تلاقى شد ، رايت رسول خدا صلّى اللّه عليه و إله را باز كرد ، پس قدمهاى اهل بصره بلرزيد ، آفتاب زرد نشد كه گفتند : اى پسر ابو طالب ! ما را امان ده و فرمود : چون روز صفّين شد ، از حضرت سؤال كردند كه آن رايت را باز كند ، اجابت نفرمود . امام حسن و امام حسين عليهما السّلام و عمّار بن ياسر را شفيع حاجت خود كردند .
به امام حسين عليه السّلام فرمود : اى فرزند من ! براى اين قوم مدّتى است كه بايد به آن برسند ، بهدرستى كه اين رايتى است كه بعد از من جز قائم عليه السّلام آن را باز نمىكند .
اين ناچيز گويد : چون در اين مقام فى الجمله بيانى از شؤون لواى دنيويّهء حضرت هادى كلّ و ختم رسل گرديد ، خوش دارم بالمناسبت اشارهاى اجمالى به شؤون لواى اخرويّهء آن بزرگوار كه به لواى الحمد معروف است ، بنمايم ، فاقول :
[ لواى حمد ]
بيان فى الحلاوة كالقند و تبيان لشئون لواء الحمد بدان در اخبار كثيرهاى از طرف عامّه و خاصّه وارد شده كه لواى حمد در روز قيامت از تشريفات حضرت سيّد المرسلين و شفيع المذنبين و حامل آن امام المتّقين و امير المؤمنين است و فضيلت حامليّت آن لوا براى آن بزرگوار در ميان فريقين كالشمس فى رائعة النهار ، مسلّم ، برقرار ، هويدا و آشكار است ؛ چنانكه در معارج النبوّه آمده : از تشريفات حضرت ختمىمرتبت در روز قيامت اين است كه لواء الحمد به دست آن حضرت است ؛ چنانكه فرموده : « لواء الحمد بيدي يومئذ » « 1 » و به روايت ديگر فرمود : « أنا سيّد ولد آدم يوم القيمة و لا فخر و ما من نبىّ آدم و من سواء الّا و هو تحت لوائى » « 2 » و همهء انبيا و رسل در ظلّ لواى دولت آن بزرگوار باشند .
نقل است كه ارتفاع آن لوا هزار سال راه باشد ، قصبهء آن از درّ بيضا ، سنان او از ياقوت حمرا ، زجّهء او از زمرّد اخضر و داراى سه شعبه از نور است ؛ يكى در مشرق ،
هامش
( 1 ) . بسل المهدى و الرشاد ، ج 12 ، ص 452 .
( 2 ) . المستدرك ، ج 1 ، ص 30 .