تخطي إلى المحتوى الرئيسي

العبقري الحسان في أحوال موالانا صاحب الزمان ( ع ) — صفحة 876

مساهمون:

ص٨٧٦
وجه اختيار و اتّفاق و خوشى شانى باشد كه موافق نظم و قاعده ظاهر گردد . در آن‌وقت هريك از شما چيزى را به‌جاآورد كه باعث قرب او گردد و از چيزى كه او را به كراهت و سخط ما نزديك كند ، اجتناب نمايد ، زيرا خدا مرده را به ناگهانى زنده كند وقتى كه توبه به او فايده ندهد و پشيمانى از كرده‌هاى بد ، سودى نبخشد . خداوند ، هدايت به تو الهام كند و به رحمت خود ، توفيق به تو لطف فرمايد . ترجمهء توقيع رفيع تمام شد . در دار السلام بعد از ذكر اين توقيع ، فرموده : مؤلّف گويد : شايد اين توقيع ، اخبارى از آن جناب به‌وقوع واقعهء هلاكوخان است كه از سمت مشرق و بلاد تركستان با لشكر كفر ، از نواحى خراسان عنان طغيان به عراق كشيد ، مستعصم عبّاسى را كه خليفهء عصر خود بود . گرفته ، هلاك نمود و اهل تقوا را به كشتن او مسرور گرداند ، بغداد و توابع آن را به حيطهء تصرّف درآورد ، به‌قدر ما شاء اللّه از فرقهء اشرار به دار البوار فرستاد و بغداد را به دفع اساطين نواصب‌آباد گرداند ؛ چنان‌كه وقوع جميع اخبارات ، مشهور و در كتب تواريخ و سير ، مسطور است . نيز شايد اخبار مشايخ حلّه براى هلاكوخان مستند به اين توقيع بود كه بعد از توجّه به سمت بغداد به تحريك خواجه نصير الدين قدّس سرّه و تردّد او در محاصرهء بغداد ، نظر به قلّت استعداد ، ملاحظهء مهابت و سطوت دولت مستعصم و كثرت لشكر به اين‌كه امام ما ظفر و نصرت خان را به ما خبر داده ، پس بايد در امر خود خايف و هراسان نگردد ، اهل حلّه را امان مرحمت فرمايد و ايشان را رعيّت و خواهان خود داند ، ولدى الحاجه در عدد انصار و اعوان خود شمارد ، ايشان از او ، خطّ امان گيرند و خان بعد از غلبه و استيلا ، بر وجه سهل و آسان رعايت حالشان كند و اگر بر وجود و حقيقت اين خلاصهء موجود جز همين توقيع نبود ، هرآينه براى فاضل ، دانى ، رفيع و وضيع كافى بود ؛ و الحمد للّه و له المنّة .