به اتمام رساند و هركه به نعش پيشنماز دست زده ، غسل مسّ ميّت كند .
در جوابش توقيعى بدين نهج درآمد : « ليس على من نحّاه إلّا غسل اليد و إذا لم تحدث حادثة تقطع الصّلاة تمّم صلاته مع القوم » « 1 » ؛ شستن دست بر كسى كه نعش پيشنماز را دور كرده ، واجب نيست . اگر حادثهاى رو ندهد كه نماز را قطع كند ، آنگاه نماز را با جماعت به اتمام رساند .
از جمله از عالم عليه السّلام مروى است : اگر ميّتى را كه بدنش گرم است و هنوز سرد نشده مس نمايد ، بايد دستش را بشويد و اگر سرد شده باشد ، غسل بر او واجب مىشود . اين پيشنماز كه وفات كرده ، هنوز سرد نشده و مسّ نگرديده ، مگر در حالت گرمى و عمل در اين خصوص به كدام طريق است ، حال آنكه احتمال دارد از لباس ميّت بگيرد ، او را از نمازگاه دور گرداند و بشرهاش را مسّ ننمايد ؛ بنابراين چگونه غسل بر او واجب مىشود ؟
در جوابش بدين نهج توقيع درآمد : « إذا مسّه على هذه الحال لم يكن عليه إلّا غسل يده » « 2 » ؛ اگر به ميّت بدين نهج مسّ نمود ، شستن دستش بر او لازم مىشود .
سايل در خصوص نماز جعفر طيّار پرسيده : اگر نمازگزارنده در حال قيام يا قعود ، ركوع يا سجود در تسبيح سهو كند و پيش از اتمام نماز به خاطرش آيد آيا فوت شده از تسبيح را اعاده كند يا نماز را به اتمام رساند ؟
توقيع بدين نهج درآمد : إذا هو سها في حالة من ذلك ثمّ ذكر في حالة اخرى قضى مافاته فى الحالة الّتى ذكر ؛ اگر در يكى از اين حالات سهو نمود و بعد در حالت ديگر به خاطرش رسيد ؛ چيزىكه از او فوت شده ، به جا آورد .
در خصوص زن شوهرمرده پرسيده بود : آيا جايز است براى تشييع جنازهء شوهرش بيرون رود يا نه ؟
توقيع بدين نهج بيرون آمد : تخرج في جنازته ؛ جايز است با جنازهاش بيرون رود .
هامش
( 1 ) . وسائل الشيعه ، ج 3 ، ص 296 .
( 2 ) . همان .