فرمود : بعد از قائم عليه السّلام ، دوازده مهدى مىباشد .
فرمود : پدرم دوازده مهدى فرمود : نه دوازده امام و آن دوازده مهدى جماعتى از شيعيان ما هستند كه خلايق را به دوستى و شناختن حقّ ما دعوت مىكنند .
صاحب كتاب مذكور گويد : خدا تو را به راه راست هدايت نمايد ! بدان در علم آل محمد اختلاف نيست ؛ يعنى علمها و خبرهاى ايشان باهم مخالف و منافى نيستند ، بلكه بعضى از آنها مصدّق بعضى ديگر است ، حال آنكه احاديث بسيار از ائمّهء اطهار در خصوص رجعت دوازده امام به ما رسيده ، گويا آن حضرت از حال سايل ، چنان فهميد كه طاقت و حوصله ندارد به اين علم خواصّ ؛ يعنى رجعت دوازده امام بعد از قائم متحمّل شود ، چنان علمى كه خداى تعالى به هركه از خاصّان ، خواسته ، مخصوص گردانده و با عطا نمودن آن ، هر مخلوقى از مخلوقات خود را كه اراده نموده ، گرامى داشت ؛ چنانكه فرمود :
ذلِكَ فَضْلُ اللَّهِ يُؤْتِيهِ مَنْ يَشاءُ وَ اللَّهُ ذُو الْفَضْلِ الْعَظِيمِ
« 1 » ؛ اين از فضل و احسان خداست و آن را به هركسى كه مىخواهد ، عطا مىفرمايد ؛ خداى تعالى صاحب احسان بزرگ است .
پس چون رجعت دوازده امام بعد از قائم مىباشد ، با تأويل ، حسن تأويل نموده ، طورى كه بر سايل دشوار و گران نيايد ؛ مبادا دلش آن را انكار كند و كافر گردد ، لذا رجعت دوازده امام بعد از قائم عليه السّلام سرّى بود كه در حوصلهء سايل نمىگنجيد ، از اين جهت صادق عليه السّلام كلام پدرش را كه دوازده امام بعد از قائم عليه السّلام سرّى از اسرار آل محمد است ، پنهان داشت و آن را تأويل نمود .
در حديث از ائمّه عليهم السّلام در خصوص پنهان داشتن اسرار روايت شده : گفتنى نيست هر آنچه كه دانسته مىشود . بعضى چيزها هست كه دانسته مىشود ، و لكن اظهار آنها جايز نيست و نيست آن چيزىكه گفته مىشود وقتش نزديك شده باشد و نيست هر آن چيزىكه وقتش نزديك شده باشد ، اهل آن حاضر و موجود باشد .
نيز در اين باب روايت شده : جبت و طاغوت مگوييد ، چون شيعه پيشتر به ابو بكر
هامش
( 1 ) . سوره حديد ، آيه 21 .