و عمر ، جبت و طاغوت مىگفتند و آنها نام بتاند . حضرت فرمود : ديگر به ايشان ، جبت و طاغوت مگوييد و رجعت ائمّه را ذكر مكنيد ، اگر مخالفان به شما بگويند پيشتر اينها را مىگفتيد ، بگوييد الآن نمىگوييم و اين از راه تقيّه است كه بندگان خدا در زمان اوصياى خداى تعالى بدين نهج بندگى نمودهاند . « 1 »
سيّد رضى الدين على بن طاوس رحمه اللّه در كتاب بشارت ، ذكر كرده : در كتاب جعفر بن محمد بن مالك كوفه يافتم كه او به اسناد خود تا حمران روايت نموده ، او گفته : عمر دنيا صدهزار سال است ، هشتادهزار سال براى آل محمد و بيستهزار سال براى ساير خلايق است . سيّد رضى الدين رحمهم اللّه گفته : من معتقدم اين حديث را در كتاب طهر بن عبد اللّه مبسوطتر از اين روايت يافتم .
ايضا خبرى است كه شيخ حسن بن سليمان در كتاب مختصر روايت كرده و از جمله اخبارى است كه آنها را از كتاب سيّد جليل القدر ، حسن بن كبش روايت نموده ، او هم از كتاب مقتضب اخذ نموده . آن حديث اين است كه صاحب كتاب مقتضب « 2 » به اسناد خود از سلمان فارسى روايت كرده ، او گفته : خدمت رسول خدا صلّى اللّه عليه و إله مشرّف گرديدم . چون چشم حضرت بر من افتاد ، فرمود : يا سلمان ! به درستى كه خداى عزّ و جلّ هيچ نبىّ و رسولى نفرستاد مگر اينكه دوازده نقيب براى او قرار داد .
حديث را سلمان ذكر كرده ، تا اينكه گفته : عرض كردم : يا رسول اللّه ! آيا مىشود به ايشان ايمان آورد ؛ بىآنكه با نام و نسب شناخته شوند ؟
فرمود : نه ، يا سلمان ! پس آن حضرت نامها و لقبهاى دوازده امام را به من شناساند .
عرض كردم : يا رسول اللّه ! از خدا مسألت كن تا ايشان را دريابم !
فرمود : يا سلمان ! ايشان ، و امثال ايشان و آنان كه با حقيقت معرفت ، ايشان را دوست مىدارند ، درخواهى يافت .
هامش
( 1 ) . مختصر بصائر الدرجات ، صص 212 - 211 ؛ بحار الانوار ، ج 53 ، ص 115 .
( 2 ) . مقتضب الاثر فى النص على الائمة الاثنى عشر ، ص 8 - 6 .