فرمود :
قالَ فَإِنَّكَ مِنَ الْمُنْظَرِينَ * إِلى يَوْمِ الْوَقْتِ الْمَعْلُومِ
« 1 » ؛ يعنى تو را تا روز معلوم مهلت دادم چون روز معلوم برسد ، ابليس با آنان كه از وقت خلقت آدم عليه السّلام تا به روز معلوم به او تابع شدهاند ، ظهور و خروج مىكند و اين در وقت رجعت آخرين امير المؤمنين است . عرض كردم آيا رجعت آن حضرت بارهاست .
فرمود : آرى بارهاست و هيچ امامى در عهد و زمانى نگذشته ، مگر اينكه همهء نيكوكار و بدكرداران كه در عصر وى بودهاند ، با وى به دنيا برمىگردند . براى اينكه خداى تعالى مؤمن را به كافر غالب گرداند ؛ پس چون روز وقت معلوم مىرسد ، امير المؤمنين با اصحاب خود و ابليس با اتباع خويش مىآيند و محلّ قتال ايشان در زمينى از سرزمينهاى كنار فرات كه روحا گفته مىشود ، واقع مىشود . در نزديكى كوفهء شما در آنجا چنان جنگ مىكند كه مانند آن از وقتى كه خداى تعالى اين عالميان را آفريده تا آن حال واقع نشده . گويا اصحاب امير المؤمنين را مىبينم كه شكست خورده ، صد قدم به جانب پشت سرشان برگشتهاند . گويا ايشان را مىبينم كه پاهاى بعضى از ايشان به فرات افتاده ، در آن حال ملايكه با علامتهاى عذاب الهى بر آن قوم در ميان پردههايى از ابر بر زمين فرود مىآيند و جناب رسول خدا صلّى اللّه عليه و إله حربهاى از نور به دست گرفته ، در پيشاپيش ايشان مىآيد . چون ابليس آن حضرت را مىبيند به قصد گريز برمىگردد و چون اصحابش او را چنان مىبينند ، مىگويند : به كجا مىروى و حال آنكه تو ظفر يافته و غالب شدهاى ؟ ! در جوابشان مىگويد : من مىبينم چيزى را كه شما نمىبينيد . به درستى كه من از خداوند عالميان مىترسم . در آن اثنا رسول خدا صلّى اللّه عليه و إله به آن لعين مىرسد و حربهاى در ميان دو شانهاش مىزند . از آن يك حربه ، آن لعين و تابعان او همه هلاك مىشوند . بعد از آن همهء خلايق به خدا عبادت و بندگى مىكنند و هيچ شرك به خدا قرار داده نمىشود و امير المؤمنين عليه السّلام چهل و چهار هزار سال سلطنت مىكند و از صلب يك نفر شيعهء آن حضرت هزار نفر اولاد ذكور در هر سالى يكى متولّد مىشود ، در آنوقت دو بهشت سبز و خرّم در مسجد كوفه و حوالى آن به طريقى
هامش
( 1 ) . سوره حجر ، آيه 38 - 37 .