هستى . و يوم وقت معلوم ، آخر كرّت است كه حضرت امير المؤمنين عليه السّلام كرّت و رجعت مىنمايد .
راوى گويد : عرض كردم : مگر آن حضرت كرّات دارد ؟
فرمود : بلى و كرّاتى براى امام در قرنى نيست مگر آنكه برّ و فاجر زمانش با او رجوع مىكند ، تا آنكه خدا مؤمن را بر كافر عزيز و قاهر گرداند ، هرگاه روز وقت معلوم رسد ، امير المؤمنين عليه السّلام با اصحاب خود رجوع مىنمايد و ابليس با اصحاب خود مىآيد ؛ ميقات و ايستگاه ايشان در زمينى از زمينهاى عراق مىباشد كه نام آن روحاست ، درحالىكه آن زمين به كوفهء شما نزديك است . پس آن دو لشكر مقاتلهاى شديد باهم مىكنند كه از روزى كه خداوند ، عالميان را خلقت فرموده تا آن روز ، چنين مقاتلهاى واقع نشده باشد .
از جمله آيهء
إِنَّ فِي ذلِكَ لَآياتٍ لِأُولِي النُّهى
« 1 » است ؛ چنانكه در تفسير قمى « 2 » از عمّار بن مروان از حضرت صادق عليه السّلام روايت نموده كه از قول بارىتعالى :
إِنَّ فِي ذلِكَ لَآياتٍ لِأُولِي النُّهى
را از آن حضرت سؤال كردم .
آن سرور فرمود : به خدا قسم ! ( أولي النهى ) ما ائمّهايم .
عرض كردم : قربانت شوم ! معنى ( أولي النهى ) چيست ؟ فرمود : چيزى است كه خدا به آن ، رسول خود را از آنچه بعد از رحلتش واقع مىشود خبر داده ، از ادّعاى ابى فلان ، خلافت و قيام به آن را ، ادّعاى ديگرى بعد از آن و سپس ادّعاى سوّمى در مورد خلافت و ما بعد آنها از بنى اميّه .
رسول خدا صلّى اللّه عليه و إله ، على عليه السّلام را به تمام اينها خبر داد و چنانكه از على عليه السّلام به سوى ما منتهى شد در آنچه بعد از آن حضرت از سلطنت بنى اميّه و غيرايشان واقع مىشود ، پس اين آيه آنچنان است كه خداوند در قرآن آن را بقوله
إِنَّ فِي ذلِكَ لَآياتٍ لِأُولِي النُّهى
ذكر فرموده است . پس ما همان كسانى هستيم كه علم آنچه ذكر شد ، به سوى
هامش
( 1 ) . سوره طه ، آيه 54 .
( 2 ) . تفسير القمى ، ج 2 ، ص 61 .