تخطي إلى المحتوى الرئيسي

العبقري الحسان في أحوال موالانا صاحب الزمان ( ع ) — صفحة 542

مساهمون:

ص٥٤٢
فرمود : در وقت ظهورش چشم هيچ‌كس او را نبيند و هركه غير از اين بگويد ، او را تكذيب كنيد . مفضل عرض كرد : اى سيّد من ! آيا مهدى زمان ولادتش ديده نمىشود ؟ فرمود : آرى ! دوسال‌ونه ماه از وقت ولادتش ، از صبح شب جمعه ، هشتم ماه شعبان سال دويست‌وپنجاه‌وهفت باشد تا شب جمعه ، هشتم ماه ربيع الاوّل سال دويست‌وشصتم هجرى و آن روز ، روزى است كه پدرش در شهرى كه در كنار دجله مىباشد ، وفات مىيابد ، آن شهر را مرد متكبّر ، ظالم و گمراه كه نامش جعفر و لقبش متوكّل است ، بنا خواهد كرد و او متأكّل ؛ يعنى خورنده است ، لعنت خدا بر او باد ! آن شهرى است كه به آن سرّ من رأى مىگويند و آن ساء من رأى است . در سال دويست‌وشصت هر مؤمن كه اهل حقّ است ، او را مىبيند و اهل شكّ و ريب او را نمىبينند ، امرونهى او در آن نافذ و جارى و خودش از آن‌جا غايب و پنهان مىشود ، در حرم جدّش رسول خدا صلّى اللّه عليه و إله قصرى است كه در صابر مىباشد و آن ، نام جايى است ، در يك سمت مدينه ظاهر مىشود و هركس خدا به او سعادت كرامت فرمود ، آن حضرت را مىبيند . بعد از آن‌روز آخر سال دويست‌وشصت‌وشش غايب و پنهان مىشود و هيچ چشمى او را نمىبيند تا وقتى كه همهء چشم‌ها او را مىبيند ؛ يعنى تا وقت ظهورش .

[ تكلّم حضرت مهدى ( ع ) ] 6 نجمة

ايضا مفضل خدمت حضرت صادق عليه السّلام عرض كرد : اى سيّد من ! چه اشخاصى با آن حضرت سخن مىگويند و او با كه سخن مىگويد ؟ فرمود : با ملايكه ، مؤمنان جنّ نيز با وى هم‌كلام‌اند و امرونهىاش به ثقات واليان و وكلاى او بيرون مىآيد ، هنگام غيبتش محمد بن نصير نميرى در صابر ، در خانه‌اش نشسته ، بعد از آن در مكّه ظهور مىكند . يا مفضل ! به خدا سوگند ! گويا آن حضرت را