نموده كه آن حضرت فرمود : مراد از اين آيه ، اطاعت امام عليه السّلام است ، ايشان خواهش جهاد كردند ، وقتى خداى تعالى خواهش ايشان را قبول نمود ، جهاد را در خدمت امام حسين عليه السّلام بر ايشان واجب كرد .
گفتند :
رَبَّنا أَخِّرْنا إِلى أَجَلٍ قَرِيبٍ نُجِبْ دَعْوَتَكَ وَ نَتَّبِعِ الرُّسُلَ
« 1 » ؛ اى پروردگارا ! ما را تأخير كن و به ما مهلت ده تا وقتى كه نزديك است ، آنوقت ، دعوتت را اجابت مىكنيم و به پيغمبرانت تابع مىشويم .
بعد از آن ، حضرت فرمود : مرادشان اين بود كه امر جهاد تا ظهور قائم - عجل اللّه تعالى فرجه - به تأخير افتد .
[ ايام ظهور و فترت در آن ] 8 نجمة
شيخ مفيد در كتاب مجالس از عمر بن محمد ، او از عيسى بن مهران ، او از ابى يشكر بلخى ، او از موسى بن عبيده ، او از محمد بن كعب قرطى و او از عون بن مالك روايت نموده ، او گفته : روزى رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله فرمود : اى كاش برادران خود را ملاقات مىنمودم ! در آن حال ابو بكر و عمر عرض كردند : آيا ما برادران تو نيستيم ، حال آنكه به تو ايمان آوردهايم ، با تو از مكّه آمديم و به مدينه هجرت كرديم ؟
فرمود : ايمان آورديد و هجرت كرديد ولى اى كاش برادران خود را ملاقات مىنموديم !
وقتى اين را شنيدند ، باز آن سخن را گفتند .
حضرت فرمود : شما اصحاب من هستيد ، لكن برادرانم ، بعد از شما خواهند آمد ، ايشان مرا نديدهاند ولى به من ايمان مىآورند ، مرا دوست دارند ، مرا نصرت و يارى مىدهند و گفتهء مرا تصديق مىكنند ، اى كاش به برادران خود مىرسيدم ! « 2 »
هامش
( 1 ) . سوره ابراهيم : آيه 44 .
( 2 ) . ر . ك : الامالى ، شيخ مفيد ، ص 63 ؛ بحار الانوار ، ج 52 ، ص 132 .