فرمود : آيا نمىدانى منتظر فرج بودن ، فرج است .
عرض كردم : نمىدانم ! مگر اينكه تو به من ياد دهى .
فرمود : آرى از جمله فرجها ، انتظار فرج است .
در كتاب مذكور « 1 » از فضل ، او از ابن فضّال و او از ثعلبة بن ميمون روايت كرده ، او گفته : امام خود را بشناس ! زيرا اگر او را بشناسى ، ضررى بر تو نخواهد رسيد ؛ خواه ظهور اين امر پيشتر واقع شود و خواه به تأخير افتد . هركه امام خود را بشناسد و بعد پيش از اينكه اين امر را دريابد ، بميرد و بعد از وفاتش ، قائم - عجل اللّه تعالى فرجه - خروج كند ، هرآينه به او اجر مىرسد ؛ مانند اجر كسى كه در خيمهء قائم - عجل اللّه تعالى فرجه - با آن حضرت باشد .
در كتاب مذكور « 2 » از فضل ، او از ابن فضّال ، او از مثنّى حنّاط ، او از عبد اللّه بن عجلان و او از امام صادق عليه السّلام روايت نمود كه آن حضرت فرمود : هركس به اين امر معتقد شود و بعد ، پيش از قيام قائم - عجل اللّه تعالى فرجه - بميرد ، هرآينه اجر و ثواب كسى به او داده شود كه در خدمت آن حضرت كشته شود .
برقى در كتاب محاسن « 3 » از محمد بن شمعون ، او از عبد اللّه بن عمرو بن اشعث ، او از عبد اللّه حمّاد انصارى ، او از صباح مزنى ، او از حرث بن حصيره و او از حكم بن عيينه روايت نموده ، او گفته : وقتى امير المؤمنين عليه السّلام طايفهء خوارج را در جنگ نهروان به قتل رساند ، مردى نزد آن حضرت آمد ؛ حضرت فرمود : سوگند به خدايى كه دانه را مىشكافد و انسان را خلق مىكند ! هرآينه در اين مقام با ما حاضر شدند كسانى كه هنوز خالق عالم آبا و اجداد ايشان را خلق ننموده است .
آن مرد گفت : چگونه حاضر مىشوند با ما كسانى كه هنوز خلق نشدهاند ؟
فرمود : آرى ! ايشان قومى هستند كه آخر زمان مىآيند ، در كردههاى ما با ما
هامش
( 1 ) . الغيبة ، ص 459 .
( 2 ) . همان ، ص 460 .
( 3 ) . المحاسن ، ج 1 ، ص 262 .