حال ، دو احتمال مىرود ، اوّل آنكه اللّه را با عدد مدغم و مدغم فيه ، جزء حروف فواتح سور حساب كنيم و همچنين باء بر سر المرا ، لذا چنين حساب مىشود :
و با حديث حضرت عسكرى عليه السّلام مطابق مىشود
ال م ا ل م ا ل ه ا ل م ص / 71 138 161 ا ل ر ا ل ر / 231 231 ا ل ر / 231 ا ل ر / 231 ا ل م ر / 273 جمله ، هزار و سىصد و سى و شش ( 1336 ) كه تمام شدن هزار و سىصد و سى و پنج همين است ، پس اينها را بفهم ، بشمار و آن را پنهان دار !
احتمال دوّم آنكه از اوّل قرآن تا المرا ، هزار و دويست و شصت و هفت مىشود .
هفتاد و يك سابق بر ظهور حسين را كه دولت حقّه بود بر اين عدد ، اضافه مىكنيم و چنين مىشود ولى اين حساب ، بعد از حساب اوّل است و اقوى بودن احتمال اوّل به واسطهء تطابق با حديث اوّل مىباشد و اللّه اعلم بالأمور .
س : دليل ديگرى داريد كه بر مقصود دلالت كند ؟
ج : در نظرم هست روايتى ديدم كه مكرّرات تمام فواتح سور را بيندازند ، هرچه باقى ماند ، فرج امام زمان - عجل اللّه تعالى فرجه - است . به اقسام مختلف حساب كردهاند ، درست نيامده ، مگر به طريقى كه بعد از فكر زياد به ياد آمد ، پس مراد از انداختن مكرّرات ، انداختن حروف مكرّر نيست ، زيرا خيلى كم مىشود . بلكه مراد انداختن كلمههاى مكرّر از فواتح است ؛ مثلا در قرآن الم و حم و الرا مكرّر است ، آنها را مىاندازيم و « طسم » اگرچه مكرّر است ولى چون جامع طس مىباشد ، حسابش مىكنيم ؛ مثل حمعسق و المص و المرا ، زيرا جامع هر حم و الم و الر هستند و حروف ديگرى دارند . ملتفت باش !
ل م ص ل ل م ر ل ه ى ع ص ط ه ط س م س س ص ح م ع س ق ن / 191 271 195 14 19 70 90 278 100 50 جملهء هزار و سىصد و سى و هشت اين حساب هم با سابق منافات ندارد ؛ نهايتا دو سال بعد از ظهور را مىرساند و بعد از ظهور هم ، ظهور است و شايد جهت اختلاف ، سرّى دارد كه درست معيّن نباشد ؛ مثل اينكه بگوييم از سنهء هزار و سىصد و سى و پنج تا سنهء هزار و سىصد و سى و هشت ظهور خواهد فرمود ، وقتى هم تعيين نكردهايم كه فلان ساعت
العبقري الحسان في أحوال موالانا صاحب الزمان ( ع ) — صفحة 43
مساهمون: صادق برزگر بفرويى
ص٤٣