است كه به « طسم و طسم و طس » سورهء قصص و شعرا و نمل اشاره دارد ، لذا بايد الف و لام حساب نشود ، امّا واو عطف و الف و لام الروضة ، بايد حساب شود ، گويا چنين فرموده : لتمام الروضة و « طسم طسم طس » ولى من السنين بيان براى آنهاست كه اين عدد را از سالها به شمار وقت فجر فرج آل محمد صلّى اللّه عليه و آله و شيعيان ايشان ، معلوم يا مظنون خواهد شد .
الف ل ر / 1 30 200 و / 6 ض / 800 ه / 5 و / 6 ط / 9 س / 60 م / 40 ط / 9 س / 60 ا ل / 21 ر و / 206 دويستو شش ض ه ط و س م ط س م ط س / 5 80 15 100 69 109 جمعا هزار و سىصد و سى و پنج كه تمام شد ، بعد از اتمام سال هزار و سىصد و سى و شش ، حضرت ظهور خواهد فرمود و در سال هزار و سىصد و سى و شش براى شيعيان وسعت و رفاهيّت و امنيّت فراهم خواهد آمد .
س : خيلى مسرور و اميدوار شدم ؛ آيا مثل تاريخ بعثت يا تولّد حضرت حجّت و يا غيبت آن حضرت احتمال ديگرى مىرود ؟
ج : اين احتمالات قابل توجّه نيست ، زيرا معصوم تا ايناندازه ابهام و اجمال نمىفرمايد و الّا براى فرمودن فايدهاى متصوّر نيست ، لذا احتمال اقوى است كه چون سنهء هزار و سىصد و سى و پنج تمام شود ، كار شيعيان آل محمد صلّى اللّه عليه و آله اصلاح و خوب خواهد شد .
س : آيا دليل ديگر كه مؤيّد اين حديث و ترجمهء آن باشد در نظر داريد ؟
ج : همان حديث ابا لبيد كه از حضرت باقر عليه السّلام روايت مىكند ، ما در روايت خدشه نمىكنيم ولى مىگوييم بابىها معنى حديث را نفهميدهاند . آخر حديث مىفرمايد : ثمّ كان به دو خروج الحسين بن على عليه السّلام آلم اللّه فلمّا بلغ مدّته قام قائم ولد العبّاس عند المص و يقوم قائمنا عند انقضائها بآلمرا ، فافهم ذلك و عدّو اكتمه .
شايد معنى ، چنين باشد : پس اوّل خروج حسين بن على ، آلم اللّه ؛ يعنى هفتاد و يك بود ، يقينا مراد از آن ، بعثت است نه هجرت . وقتى مدّت آن حضرت رسيد ، كسى از آل هاشم سلطان نشد تا قائم فرزندان عبّاس ، نزد سنهء المص برخاست و قائم ما آل محمد نزد منقضى شدن آنها به المرا مىايستد .
العبقري الحسان في أحوال موالانا صاحب الزمان ( ع ) — صفحة 42
مساهمون: صادق برزگر بفرويى
ص٤٢