امير المؤمنين عليه السّلام جز بر جنازهء آن جناب ؛ چنانكه در بحار « 1 » در حديث وفات آن حضرت روايت كرده كه ضمن وصاياى خود به امام حسن عليه السّلام بعد از ذكر كفن ، حنوط و بردن تا موضع قبر شريف ، فرمود : آنگاه اى ابا محمد ! مقدّم شو ! و اى فرزندم حسن ! بر من نماز كن ! بر من هفت تكبير بگو و بدان اين عمل براى احدى غيراز من حلال نيست مگر بر مردى كه در آخر الزمان بيرون مىآيد ، اسم او ، قائم مهدى و از فرزندان برادر تو حسين عليه السّلام است ، اعوجاج حقّ را راست مىكند .
[ قتل دجّال لعين ]
چهل و چهارم : قتل رجال العين كه براى اهل قبله ، از عذابهاى الهى است ؛ چنان كه در تفسير على بن ابراهيم « 2 » از جناب باقر عليه السّلام مروى است كه عذاب در آيهء شريفهء
قُلْ هُوَ الْقادِرُ عَلى أَنْ يَبْعَثَ عَلَيْكُمْ عَذاباً مِنْ فَوْقِكُمْ
« 3 » به دجّال و صيحه تفسير نمود و فرمود : هيچ پيغمبرى نيامد مگر آنكه مردم را از فتنهء دجّال ترساند .
چنانكه در كمال الدين « 4 » از رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله روايت نموده : چگونه فتنه نباشد با آن هيأت و استعدادى كه او در سال قحط شديد بيرون مىآيد و همهء آفاق را جز مكّه و مدينه سير مىكند .
حسن بن سليمان حلّى در مختصر بصاير « 5 » از امير المؤمنين عليه السّلام روايت كرده كه فرمود : هركه بخواهد با شيعه دجّال مقاتله كند ، پس با آنان كه بر خون فلان و بر اهل نهروان مىگريند ، مقاتله كند و بهدرستىكه كسى كه خدا را با ايمان به اينكه فلان
هامش
( 1 ) . بحار الانوار ، ج 2 ، ص 292 .
( 2 ) . تفسير القمى ، ج 1 ، ص 204 ؛ در چاپ مورد استفاده از تفسير القمى به جاى « دجال » ، « دخان » ذكر شده است ، ولى در بحار الانوار در روايت مذكور از تفسير القمى « دجال » ذكر شده است ؛ ر . ك : بحار الانوار ، ج 9 ، ص 205 .
( 3 ) . سوره انعام ، آيه 65 .
( 4 ) . كمال الدين و تمام النعمة ، ص 529 ؛ الخرائج و الجرائح ، ج 3 ، ص 1142 .
( 5 ) . مختصر بصائر الدرجات ، ص 20 .