ائمّه از آل محمد عليهم السّلام بر تمام كسانى كه از رسولان و پيمبران پيش بودند ، سواى پيغمبر ما محمد صلّى اللّه عليه و آله قطع كردند و فريقى از ايشان ، فضل بر جميع انبيا را سواى اولوا العزم از ايشان عليهم السّلام واجب دانستند و فريقى ديگر از ايشان هردو قول را امتناع نمودند و به فضل تمام انبيا به جميع ائمّه عليهم السّلام قطع كردند ، اين بابى است كه مجالى در ردّ و قبول آن براى عقول نيست و بر هيچيك از آن اقوال اجماعى نيست . به تحقيق آثارى از پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله در امير المؤمنين عليه السّلام و ذرّيّهء او از ائمّهء طاهرين عليهم السّلام و ايضا اخبارى از ائمّهء صادقين عليهم السّلام رسيده .
در قرآن مواضعى است كه عزم را بر آنچه فريق اوّل در اين مسأله گفتند ، قوّت مىدهد ، . . . الخ . « 1 »
ثانيا : ثبوت افضليّت از روى ادلّه و براهين مخصوص به اهل انصاف ، ارباب دانش و بينش است ، براى عوام اهل حقّ جز اعتقادى بىپايه از روى تقليد در آن بهرهاى نيست و غير آن طايفه يا علم ندارند يا انصاف و يا اطّلاع ، پس افضليّت ائمّه عليهم السّلام از رسل براى همهء امّت ، چه رسد به غير ايشان ، به درجهء اوّل از ثبوت نرسيده ؛ چه رسد به آنكه ضرورى و وجدانى شود ، جز براى طايفهاى از ايشان در بعضى از اعصار كه به حدّ ضرورى رسيده و به نزول جناب عيسى عليه السّلام ، نماز كردنش در خلف مهدى عليه السّلام و متابعت و اطاعت كردنش آن جناب را در محضر تمام عالم كه او را به تعريف الهى خواهند شناخت ، اين مطلب محسوس و وجدانى همهء جهانيان شود ، چون كسى بين اولوا العزم فرقى نگذاشته و از اينجهت در اخبار ، نزول و نماز عيسى را از فضايل خاصّه و مناقب مختصّهء آن حضرت قرار داده ، مكرّر در مجالس و محافل به آن افتخار مىفرمودند ، بلكه خداى تعالى آن را از مناقب و مدايح آن جناب شمرده .
چنانكه در كتاب محتضر « 2 » حسن بن سليمان حلّى در خبرى طولانى مروى است كه خداى تعالى در شب معراج بر رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله فرمود : به تو عطا فرمودم اينكه از
هامش
( 1 ) . اوائل المقالات ، ص 71 .
( 2 ) . المحتضر ، ص 141 .