تخطي إلى المحتوى الرئيسي

العبقري الحسان في أحوال موالانا صاحب الزمان ( ع ) — صفحة 368

مساهمون:

ص٣٦٨
از ما مخالفت كرده در دولت ما ، حظّ و نصيبى نيست ، به‌درستىكه خداى تعالى در وقت خروج قائم ما خون‌هاى ايشان را براى ما حلال كرده و امروز اين كار بر ما و بر شما حرام است ، پس احدى تو را مغرور نكند ، هرگاه قائم ما عليه السّلام برخاست ، براى پيغمبرش و براى همهء ما انتقام خواهد كشيد .

[ آشكارى كل مراتب علوم ]

سى و هشتم : بيرون آمدن تمام مراتب علوم ؛ چنان‌كه قطب راوندى در خرايج « 1 » از جناب صادق عليه السّلام روايت كرده كه فرمود : علم بيست و هفت حرف است ، جميع آن چه پيغمبران آوردند ، دو حرف بود و مردم تا امروز ، غيراز آن دو حرف را نشناختند ، هرگاه قائم ما خروج كند ، بيست و پنج حرف را بيرون آورد ، پس آن‌ها را ميان مردم پراكنده مىكند و با دو حرف ديگر ضمّ مىفرمايد ، تا آن‌كه تمام بيست و هفت حرف را منتشر مىنمايد . شيخ صفار در بصاير « 2 » از آن جناب روايت كرده كه فرمود : در ذوابهء شمشير رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله صحيفهء كوچكى بود ، به‌درستىكه على عليه السّلام پسرش ، امام حسن عليه السّلام را طلبيد ؛ آن صحيفه و كاردى را به او داد و به او فرمود : آن را باز كن ! نتوانست آن را باز كند . آن را براى او باز كرد . آن‌گاه فرمود : بخوان ! امام حسن خواند : الف ، با ، سين ، لام و حرفى بعد از حرفى . سپس پيچيد و آن را به پسرش حسين عليه السّلام داد . نتوانست آن را باز كند . آن را براى او باز كرد و به او فرمود : بخوان ! نتوانست چيزى از آن استخراج نمايد ، پس على عليه السّلام گرفت ، پيچيد و بر ذوابهء شمشير رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله آويزان كرد . راوى پرسيد : در آن صحيفه چه بود ؟ فرمود : آن حروفى است كه هر حرفى هزار باب باز مىكند و فرمود : تا اين ساعت جز دو حرف از آن بيرون نيامد .
هامش
( 1 ) . الخرائج و الجرائح ، ج 2 ، ص 841 . ( 2 ) . بصائر الدرجات ، ص 327 .