[ حكم به علم امامت ]
سى و ششم : حكم فرمودن در ميان مردم به علم امامت خود و خواستن بيّنه و شاهد از احدى ؛ چنانكه در بصائر الدرجات « 1 » صفّار از جناب صادق عليه السّلام مروى است كه فرمود : هرگز دنيا نخواهد رفت ، تا اينكه مردى از ما اهل بيت خروج كند كه به حكم داود و آل داود حكم كند و از مردم بيّنهاى سؤال نكند .
به روايت ديگر فرمود : به هر نفسى حكم او را عطا خواهد كرد ، « 2 » نيز از آن جناب روايت كرده كه فرمود : هرگاه قائم آل محمد رحمه اللّه خروج كرد ، به حكم داود و سليمان حكم مىكند و از مردم شاهدى نمىپرسد .
در دعوات « 3 » سيّد فضل اللّه راوندى از حضرت عسكرى عليه السّلام مروى است كه در جواب آنكه پرسيد : چون قائم برخاست به چه حكم مىكند كه سؤال كردى از امام ؟
نوشت : پس هرگاه خروج كرد ، حكم مىكند ميان مردم به علم خود ، مثل حكم داود سؤال نمىكند از مردم بيّنه .
در خرايج « 4 » راوندى از جناب صادق عليه السّلام مروى است كه فرمود : گويا مرغ سفيدى را بالاى حجر الاسود مىبينم و زير آن ، مردى است كه به حكم آل داود و سليمان حكم مىكند و بيّنهاى خواهش نمىكند .
در ارشاد « 5 » شيخ مفيد و غيبت فضل « 6 » از آن جناب مروى است كه فرمود : هرگاه قائم آل محمد عليهم السّلام برخاست ، به حكم داود ميان مردم حكم مىكند و به بيّنه محتاج نمىشود ، خداى تعالى به او را الهام مىكند ، پس به علم خود حكم مىنمايد و هر قومى را به آنچه در دل خود مخفى كردند ، خبر مىدهد .
هامش
( 1 ) . بصائر الدرجات ، ص 279 .
( 2 ) . همان ، ص 278 .
( 3 ) . الدعوات ، ص 209 .
( 4 ) . الخرائج و الجرائح ، ج 2 ، ص 860 .
( 5 ) . الارشاد ، ج 2 ، ص 386 .
( 6 ) . ر . ك : كفاية المهتدى [ گزيده ] ، ذيل حديث سى و نهم ، ص 302 .