نموده ، فرمود : قبّهء خاكسترىرنگ در بيابان بنا نهاده مىشود - سرخرنگ - عقب اينها قائم عليه السّلام به حق ميان اقاليم نقاب غيبت را از روى خود برمىدارد ؛ مانند ماه درخشنده ميان كواكب . در كفايه آمده : ظاهرا مراد از قبّهء حمرا ، قبّهء طلاى هريك از مشاهد مشرّفهء ائمّهء طاهرين عليهم السّلام است كه سلاطين شيعه آن را بنا كردهاند و احتمال قريب دارد كه مراد از اين قبّه ، قبّهء مباركهء عسكريّين باشد كه در بيابان واقع شده ، زيرا اطراف سرّ من رأى تا چند فرسخى بيابان و خالى از آبادى است و آبادى خود سرّ من رأى نيز اندك است و فعلا قصبيحهاى است كه آبادى شهر و بلد ، بلكه آبادى قراى معتبرى هم ندارد و رنگ آن قبّه ، چنانكه حقير در زمان تشرّفم به سرّ من رأى مشاهده كردم ، قبل از آنكه آن را طلا نمايند كاشى بود ، مانند خاك و خاكسترى بى رنگ به نظر مىآمد ، تا آنكه شاهنشاه ايران ، سلطان السّلاطين ، ناصر الدين شاه - ادام اللّه شوكته و عدله - به اين خدمت عظمى موفّق شد كه از اعظم شعائر اللّه بود ، حال آن قبّهء مباركه در كمال علوّ و ارتفاع است و در نهايت خوبى به حمرا مبدّل شده و تمام آن را از خشت طلا ساختهاند .
علامت دوازدهم : طلوع ستارهء دنبالهدار در نزديكى جدى ، بنابر فرمودهء امير در خطبهء لؤلؤه . در كفايه است كه اين چندسال قبل ظاهر شد ، زمانى هم طول كشيد و اكثر خلق آن را مشاهده كردند .
علامت سيزدهم : ظاهر شدن قحطى شديد قبل از ظهور حضرت حجّت عليه السّلام ، بلكه بنابر مفادّ روايت صادقى در غيبت نعمانى ، اين يكى از علايم حتميّه است .
در كفايه آمده : ظاهرا ، بلكه محقّقا اين علامت نيز واقع شده ، مخصوصا در بلاد عجم ، بين هشتاد و نود بعد از هزار و دويست از هجرت ، طورى قحطى شد كه مردم گوشت ميّت مىخوردند ، كلاب را كشته ، خريد و فروش مىكردند ، اطفال را سرقت نموده ، مىخوردند ، كار به جايى رسيد كه از اطفال خود چشم پوشيده ، آنها را مىكشتند و مىخوردند ، مع ذلك ، خلق بسيارى از گرسنگى هلاك شدند ؛ نستجير باللّه من هذه النازله .
العبقري الحسان في أحوال موالانا صاحب الزمان ( ع ) — صفحة 233
مساهمون: صادق برزگر بفرويى
ص٢٣٣