شيرازى مدّعى آن شد و اظهار مهدويّت و امامت نمود .
علامت سوّم : بستن جسر در بغداد به محلّهء كرخ كه از بغداد نو به جانب بغداد كهنه باشد ، اين علامت ظاهر و واقع شده ، بلكه در اين زمان جسرهاى عديده بر دجله كشيده شده كه از جمله ، جسر كاظميّين عليهما السّلام است .
علامت چهارم : مسجد نمودن قبرستان ، چنانكه مريى و مشهود است ، بنابر آن چه حسن بن سليمان در كتاب مختصر از صدوق در حديث معراج روايت نموده است .
علامت پنجم : خراب شدن بغداد ؛ چنانكه با آن آبادى در زمان معتصم عبّاسى ، اوضاعى در آن شهر فراهم آمده بود كه هرروز كه او به عزم شكار و نزهت از شهر بيرون مىرفت ، غرفههاى سر راه را اجاره مىدادند و اجارهء هر غرفهاى به هزار دينار رسيده بود كه در آنها مىنشستند و جلال او را تماشا مىكردند ، آن در فتنهء هلاكو خان خراب شد ؛ چنانكه در كلام معجز نظام علوى به اين قضيّه اشاره شده كه ويل لك يا بغداد لدارك العامرة الّتي لها اجنحة الطواويس تماثين كما يماث الملح يأتى بنو قنطوره و مقدّمهم جهورى الصّوت لهم وجوه كاالمجان المطوّقه و خراطيم كخراطيم الفيله لم يصل ببلدة الّا فتحها و لا براية الّا نكسها .
علامت ششم : خراب شدن ديوار مسجد كوفه ، ظاهرا اين علامت نيز واقع شده و ديوارى كه فعلا در مسجد كوفه برپاست ، از بناهاى جديد است و بنابر روايت صادقى در غيبت طوسى رحمه اللّه زوال دولت بنى عبّاس مقرون به خرابى ديوار مسجد كوفه است و چون اوّل واقع و محقّق شده ، پس دوّم نيز ، واقع شده ، چون لازمهء مقارنه همين است .
علامت هفتم : جارى شدن نهرى از شطّ فرات در كوفه و كوچههاى آن . اين علامت نيز واقع و محقّق شده ، چراكه بالفعل اكثر شطّ ميان شهر كوفه عبور مىكند و از آن نهرها در باغات و مزارع كوفه جريان دارد .
علامت هشتم : آباد شدن شهر كوفه بعد از خراب شدن . اين نيز واقع و محقّق ، بروز و ظهور يافته ، چون يوما فيوما آبادى آن در تزايد است ، فعلا محلّ سكناى جمعى شده و بناهاى عالى و اسواق دايره در آن احداث شده ؛ چنانكه در ماه صفر هزار و سىصد و
العبقري الحسان في أحوال موالانا صاحب الزمان ( ع ) — صفحة 231
مساهمون: صادق برزگر بفرويى
ص٢٣١