زيرا آن عهدنامه از حسين عليه السّلام به على بن الحسين عليه السّلام و از او به امام محمد باقر عليه السّلام است ، بعد از آن ، خداى تعالى هرچه مىخواهد ، مىكند .
هميشه از جماعتى متابعت كن كه عهدنامه ، بيدق و اسلحهء رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله نزد ايشان است و از كسانى كه ذكر شد ، بپرهيز . سپس از آل محمد صلّى اللّه عليه و آله به مردى متابعت كن كه با سىصد و سيزده مرد و بيدق رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله به عزم مدينه از مكّه بيرون مىآيد تا به بيدا مىرسند ، - بيابانى در بين الحرمين است - در آنجا گويد : اين بيابان ، مكان قومى است كه ايشان را فرو خواهد كشيد و اين معنى آيهء شريفهء
أَ فَأَمِنَ الَّذِينَ مَكَرُوا السَّيِّئاتِ أَنْ يَخْسِفَ اللَّهُ بِهِمُ الْأَرْضَ أَوْ يَأْتِيَهُمُ الْعَذابُ مِنْ حَيْثُ لا يَشْعُرُونَ أَوْ يَأْخُذَهُمْ فِي تَقَلُّبِهِمْ فَما هُمْ بِمُعْجِزِينَ
« 1 » است ؛
يعنى آيا مأموناند كسانى كه از روى مكر گناه مىكنند از اينكه زمين ايشان را فرو برد يا عذاب ايشان را دريابد ، طورىكه ملتفت نشوند و يا عذاب ايشان را در حال اشتغال ايشان به كارهاى خودشان بگيرد ، پس ايشان عاجزكنندگان نباشند .
چون به مدينه رسد محمد بن شجرى را مانند يوسف عليه السّلام از زندان بيرون آورد ، پس از آن به كوفه آيد و در آنجا آنقدر كه خدا خواهد ، مكث كند ، تا آنكه مسلّط گردد .
بعد از آن با اصحاب خود به عذرا آيد ، در حالىكه جمعى كثير به او ملحق شود و سفيانى در آن روز در وادى رمله باشد ، دو لشكر با يكديگر ملاقات كنند و آن روز ، روز تغيير و تبديل است ، زيرا آن روز جمعى از شيعيان آل محمد صلّى اللّه عليه و آله كه در لشكر سفيانى باشند ، به آن حضرت ملحق شوند و جمعى از دوستان آل ابى سفيان كه در لشكر آن حضرت باشند به سفيانى ملحق شوند .
امير المؤمنين عليه السّلام فرمود : سفيانى و تمام اتباعش در آن روز كشته شوند ، حتّى يك نفر هم نمىماند كه خبر كشتگان ايشان مرا ببرد ، در اين روز نااميد كسى باشد كه از غنيمت و اموال كلب كه قبيلهء خالوهاى سفيانى باشد ، محروم گردد ، آن حضرت به سوى كوفه برگردد و در آنجا مسكن كند ، غلام مسلمى را نگذارد مگر آنكه خريده ،
هامش
( 1 ) . سوره نحل : آيه 45 و 46 .