بيدق سفيانى با طايفهء بنى ذنب الحمار كه به قبيلهء مضرّ مشهورند ؛ مخالفت نمايند و با سفيانى طايفهء خالوهايش از قبيلهء كلب مىباشند ، سفيانى با جمعيّت خود بر طايفهء بنى ذنب الحمار خروج كند و ايشان را طورى بكشد كه ديده نشده ، مردى از طايفهء بنى ذنب الحمار با جمعيّت و استعداد از دمشق مىرسد ، او را نيز با جمعيّت بكشد .
اين مراد از آيهء شريفهء
فَوَيْلٌ لِلَّذِينَ كَفَرُوا مِنْ مَشْهَدِ يَوْمٍ عَظِيمٍ
« 1 » است ؛ يعنى واى بر كافران ! از حضور روز بزرگ كه مراد ، روز جنگ سفيانى باشد .
بعد از آن ، سفيانى بهسوى كوفه خارج شود و غيراز آل محمد و شيعيان ايشان مقصودى نداشته باشد . چون به كوفه رسد ، جمعى از شيعيان را بگيرد . بعضى را بكشد و برخى را بر دار كشد ، لشكرى از خراسان آيد و در كنار دجله منزل كند ، مردى ضعيف از شيعيان با اتباع خود به محاربه با سفيانى درآيد و در ظهر كوفه با اتباعش كشته شود .
سپس سفيانى لشكرى به مدينه فرستد و مردى را در آنجا بكشد ، مهدى عليه السّلام و منصور كه وزير آن حضرت است ، از مدينه بگريزند ، بزرگ و كوچك آل محمد را بگيرد و از ايشان كسى را نگذارد مگر آنكه محبوس دارد .
از مدينه لشكرى براى گرفتن مهدى عليه السّلام و منصور بيرون كند و مهدى مانند موسى بن عمران ترسان و هراسان از مدينه به مكّه گريزان رود و لشكر سفيانى تا ارض بيدا - بيابانى ما بين الحرمين است - او را تعاقب كنند و چون در بيدا فرود آيند ، بيدا ايشان را فرو برد و كسى از ايشان را نگذارد ، مگر يك نفر را ، براى اينكه از اين واقعه خبر دهد . بعد از آن ، قائم - عجل اللّه تعالى فرجه - ميان ركن و مقام مىايستد ، نماز مىكند ، با وزيرش مىگردد و مىگويد : اى گروه خلايق ! اكنون از خدا يارى خواهم تا بر ظالمين و غاصبين حقّ ما غالب گردم ، هركس در خصوص خدا ، با ما محاجّه كند ، ما به خدا نزديكتريم ، هركس در خصوص آدم عليه السّلام گفتگو نمايد ، هرآينه ما نزديكترين خلايق بر آدم عليه السّلام هستيم ، هركس در خصوص نوح عليه السّلام با ما گفتگو كند ، هرآينه ما نزديكترين خلايق به نوح عليه السّلام هستيم ، هركس در خصوص ابراهيم عليه السّلام سخن گويد ، ما به او
هامش
( 1 ) . سوره مريم : آيه 37 .