تخطي إلى المحتوى الرئيسي

العبقري الحسان في أحوال موالانا صاحب الزمان ( ع ) — صفحة 167

مساهمون:

ص١٦٧
مِنْ مَكانٍ قَرِيبٍ
« 1 » . سپس فرمود : سفيانى صد و سىهزار نفر به سوى كوفه فرستد و در روحا و فاروق فرود آيند ، از آن‌جا شصت‌هزار نفر از آن لشكر آيند تا در نخيله در موضع قبر هود عليه السّلام وارد شوند و در روز عيد قربان بر اهل كوفه هجوم آورند . امير كوفه آن‌وقت مردى جبّار باشد و به او كاهن و ساحر گويند و از شهر زورأ ؛ يعنى بغداد ، سردارى با پنج‌هزار مرد از كاهنان به‌سوى ايشان درآيد و در سر جسر كوفه هفتادهزار مرد را بكشند ، طورىكه مردم تا سه روز به‌سبب خون‌هاى كشتگان و عفونت بدن ايشان از آب فرات نياشامند و هفتادهزار دختر باكره كه از غايت عفّت دست و سرشان ديده نشده ، اسير شوند ، تا آن‌كه به مجمل‌ها گذاشته شده ، ثبويّه ؛ يعنى به غرّى برده شوند . صدهزار مؤمن و مشرك از كوفه خروج كرده ، به دمشق روند و كسى نباشد كه ايشان را از آن‌جا منع كند و در آن‌جا ارم ذات العماد باشد و بيدق‌هايى كه پوش آن‌ها از پنبه باكتان و با حرير دوخته نشده ، از جانب مشرق‌زمين آيد كه سرهاى آن‌ها به مهر سيّد اكبر ؛ يعنى رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله ممهور باشد و مردى از آل محمد صلّى اللّه عليه و آله آن‌ها را بردارد كه در مشرق‌زمين ظاهر شود و بوى آن‌ها در مغرب زمين ؛ مانند مشك پربو به مشام خلايق برسد و بيم آن‌ها از يك ماه راه ، از خود آن‌ها بيشتر در دل‌ها جا كند ، تا آن‌كه وارد كوفه شوند و خونخواهى پدران خود كنند ، در حالىكه سمّ اسبان ايشان از شدّت تعب خراشيده شده ، موهاى آن‌ها ريخته گشته ، صاحبان آن‌ها بر آن‌ها متحسّر شوند و از زيادتى تعبى كه بر آن‌ها وارد آورده‌اند ، به‌سوى خدا توبه و انابه كنند و ايشان از آل محمداند ، آن ابدالى كه خدا در حقّ ايشان فرمود :
إِنَّ اللَّهَ يُحِبُّ التَّوَّابِينَ وَ يُحِبُّ الْمُتَطَهِّرِينَ
« 2 »
.
سپس مردى از اهل نجران خروج كند و دعوت امام را اجابت نمايد ، او اوّلين نفر از نصارا باشد كه دعوت امام را قبول كند ، از بيعت نصارا خارج گردد ، خارج را بشكند ، با
هامش
( 1 ) . سوره سبأ : آيه 51 . ( 2 ) . سوره بقره ، آيه 222 .