تخطي إلى المحتوى الرئيسي

العبقري الحسان في أحوال موالانا صاحب الزمان ( ع ) — صفحة 165

مساهمون:

ص١٦٥
در اين نزديكى ، سفر آخرت خواهم كرد و به عالم غيب خواهم رفت ، منتظر فتنهء بنى اميّه ، سلطنت كسرويّه ، اضمحلال اسلام و اقامهء بدعت باشيد ، خانه‌هاى خود را صومعهء خود قرار دهيد ، آتش درخت قذا را كه خاموش نشود ، به زير دندان گيريد و خدا را ذكر كنيد ، زيرا اگر ذكر خدا را بدانيد ، از همه چيز بزرگتر باشد . سپس فرمود : ميان دجله و دجيل و فرات ، شهرى كه به آن را زوراء گويند ؛ بنا شود و آن بغداد است . چون ديديد آن شهر با گچ و آجر محكم گرديد و با طلا ، نقره ، لاجورد ، مرمر خام ، مزّين و با درهاى عاج ، آبنوس جوهردار ، قبّه‌ها و ستاره‌ها آراسته گرديد و درخت عاج و عرعر و صنوبر تازه ، در آن بسيار و قصرهاى محكم در آن بنا شد و پادشاهان بنى شيمصبان كه بيست و چهار نفرند ، از پى يكديگر به آن‌جا آمدند كه از جملهء ايشان ، سفّاح ، مقلاص ، جموع ، خدوع ، مظفّر ، مؤنّث ، نظار ، كبش ، مقهور ، عثار ، مصطلم ، مستصعب ، علّام ، رهبانى ، خليع ، سيّار ، مترف ، كديد ، اكتب ، اكلب ، وسيم ، ظلّام و غيوق است و قبّهء خاكستررنگ در بيابان سرخ‌رنگ بنا شد . عقب آن‌ها قائم - عجل اللّه تعالى فرجه - به حقّ در ميان اقاليم ، نقاب غيبت از روى خود بردارد و مانند ماه درخشنده ميان ستاره‌هاى درّى ظاهر گردد . بدانيد براى ظهورش ده علامت باشد : اوّل آن‌ها طلوع ستارهء دمدار در نزديكى ستارهء جدى است ، پس هرج‌ومرج بر فتنه و شرّ واقع شود ، اين‌ها علامت ارزانى نرخ‌ها باشد و از علامتى تا علامت ديگر امور عجيب واقع شود و چون آينده علامت وقوع يابد ، ماه نورانى ؛ يعنى قائم - عجل اللّه تعالى فرجه - ظاهر شود و كلمهء اخلاص و مقام توحيد ، براى خدا لايح كرد .

[ روايت اصبغ بن نباته ]

در روايت اصبغ بن نباته ، آن حضرت فرمود : سلونى قبل ان تفقدونى ؛ يعنى از من بپرسيد ، پيش از آن‌كه مرا نيابيد ، زيرا از همهء علما به راه‌هاى آسمان‌ها داناترم و از اهل عالم به راه‌هاى زمين بيناترم . منم بزرگ اهل دين ، امير المؤمنين ، امام متّقين و مجازى