« و كان شريفا مطاعا ثقة عائدا على تشيّعه قليل الحديث قتله الحجّاج » . « 1 »
اين ناچيز گويد : بهسوى ذهبى عامّى نظر كن ، با آنكه به تشيّع كميل اعتراف نموده كه خود اين ، نقص عظيمى نزد عامّه است ، دربارهء او اعتراف نموده به اينكه او ثقة است و اگر علّامه مجلسى رحمه اللّه از فرمودهء خود ، چنين اعتذار نمايد كه توثيق كميل را از علماى رجال شيعى مذهب ، من واقف نشدم ؛ جوابش اين است كه حضرت امير المؤمنين عليه السّلام او را از جانب خود بر هيت عامل قرار داد كه بلدى در كنار فرات است ؛ چنانكه ابن ابى الحديد « 2 » در شرح خود بر نهج البلاغه ، به اين تصريح نموده و اين عظيمترين برهان بر عدالت و وثاقت كميل بن زياد رحمه اللّه است ؛ زيرا معقول نيست آن حضرت غير عادل و ثقه را ضابط بر نفوس و اعراض مسلمانان مسلّط نمايد و او را بر اموال و احكام شرعى و مرافعات و سياسات ايشان ولايت دهد .
اگر از تمام اينها چشم بپوشيم ، آيا توثيق امير عليه السّلام از او ، كمتر از توثيق رجاليّين است و آن بزرگوار ، كميل را از ثقات خود شمرده ، بنابر روايات طويل كه در كافى است كه آن جناب به كاتب خود ، عبيد اللّه بن ابى رافع فرمود : ده نفر از ثقات مرا حاضر كن !
عبيد اللّه عرض كرد : آنها را نام ببر تا حاضر سازم .
حضرت ده نفر را نام برد كه يكى از آنها كميل بود . « 3 »
هامش
( 1 ) . تحف العقول ، ص 169 ؛ وسائل الشيعه ، ج 20 ، ص 304 ؛ بحار الانوار ، ج 42 ، ص 163 .
( 2 ) . شرح نهج البلاغه ، ج 17 ، ص 149 .
( 3 ) . ر . ك : وسائل الشيعه ، ج 3 ، ص 234 ؛ كشف المهجة لثمرة الحجة ، ص 174 ؛ بحار الانوار ، ج 30 ، ص 7 .