خود مصلحت داند ، آن جوهر ثمين را ظاهر و از پرتو شعاع آن ، دنيا را روشن نمايد و با چنان وعدهء منجّز حتمى در دعا ، جز اداى رسم بندگى ، اظهار شوق ، زيادتى محبّت و ثواب و رضا به موهبت كبراى خداوندى ، اثرى ظاهر نباشد ؛ اگرچه به غايت در دعا براى آن حضرت - صلوات اللّه عليه - در غالب اوقات تأكيد و تحريص فرمودند .
سيّد جليل ، على بن طاوس در فصل هشتم كتاب فلاح السائل « 1 » بعد از ذكر ترغيب در دعا براى اخوان فرموده : هرگاه اينهمه ، فضل دعا براى برادران تو است ، پس فضل دعا كردن براى سلطان تو چگونه خواهد بود كه او سبب وجود تو است و تو اعتقاد دارى اگر آن جناب نبود ، خداوند تو و احدى از مكلّفين را در زمان او و زمان تو نمىآفريد و اينكه لطف وجود او - صلوات اللّه عليه - سبب است براى هرچه كه تو و غير تو درآيند و سبب است براى خيرى كه به آن مىرسيد .
پس حذر كن ! آنگاه حذر كن از اينكه نفس خود يا احدى از خلايق را مقدّم بدارى در ولا و دعا براى آن جناب عليه السّلام به غايت آنچه ممكن شود ، مقدّم بدارى . قلب و زبان خود را در دعايى براى اين سلطان عظيم الشأن حاضر كن و حذر كن از اينكه اعتقاد كنى كه من ، اين كلام را براى اين گفتم كه آن جناب به دعاى تو محتاج است .
هيهات ! اگر به اين معتقد شوى ، پس تو در اعتقاد و دوستى خود مريضى ، بلكه اين را گفتم براى اينكه حقّ عظيم آن جناب را بر تو و احسان بزرگ او را به تو بشناسانم و هرگاه پيش از دعا كردن براى نفس خود ، براى او دعا كردى و براى آنكه او نزد تو عزيز است ، نزديكتر خواهد بود به آنكه خداوند - جلّ جلاله - ابواب اجابت را پيش روى تو باز نمايد ، زيرا اى بنده ! ابواب قبول دعا را به سبب گناهان بستى . پس هرگاه براى اين مولاى خاص ، نزد مالك احيا و اموات دعا كردى ، اميد است بهجهت آن وجود مقدّس ، خداوند ابواب اجابت را باز نمايد .
پس هنگامى كه در دعا كردن براى نفس خود داخل شوى و براى آنكه در زمرهء اهل فضل او برايش دعا مىكنى ؛ رحمت خداوند - جلّ جلاله - تو را فرا مىگيرد و كرم و
هامش
( 1 ) . فلاح السائل ، صص 45 - 44 .