رفته ، بر جادّهاى از امر ما شام و صبح مىكند ، حال آنكه از آن بيرون رفته . « 1 »
از جناب صادق عليه السّلام روايت كرده كه فرمود : و اللّه ! هرآينه شكسته خواهيد شد شكستن شيشه . بهدرستىكه هرآينه شيشه برمىگردد ، پس عود مىكند . و اللّه ! هرآينه شكسته مىشويد شكستن كوزه و كوزه چون شكست ، برنمىگردد ؛ چنانچه بود . به خدا قسم ! بيخته خواهيد شد ، به خدا قسم ! جدا خواهيد شد و به خدا قسم ! امتحان خواهيد شد ، تا آنكه جز اندكى از شما نماند و كف مبارك را خالى كردند ! « 2 » بر اين مضمون اخبار بسيارى روايت كرده است .
شيخ صدوق در كمال الدين « 3 » از امير المؤمنين عليه السّلام روايت كرده كه فرمود : اى گروه شيعه ! گويا مثل گردش شتر گردش مىكنيد ، چراگاه را مىطلبيد ولى آن را نمىيابيد .
نيز از آن جناب روايت كرده كه به عبد الرحمان بن سبّابه فرمود : شما در آنزمان چگونه خواهيد بود كه بىامام هادى و بىنشانه بمانيد ؛ بعضى از شما از بعضى بيزارى جويد ، آنگاه امتحان مىشويد و جدا و بيخته مىگرديد . « 4 »
[ حزن امام صادق ( ع ) ]
نيز از سدير صيرفى روايت كرده كه گفت : من و مفضّل بن عمر و ابو بصير و ابان بن تغلب خدمت مولاى خود ، امام جعفر صادق عليه السّلام داخل شديم و ديديم آن حضرت بر روى خاك نشسته بود و مسح خيبرى دربر داشت كه آستينهايش ، كوتاه و از شدّت اندوه ، واله بود و مانند زنى كه فرزند عزيزش مرده بود ؛ مانند جگر سوخته گريه مىكرد ، آثار حزن و محنت در روى حقجويش ، ظاهر و اشك از ديدههاى حقبينيش جارى بود و مىگفت : اى سيّد من ! غيبت تو خواب مرا برده ، استراحت مرا زايل
هامش
( 1 ) . الغيبة ، محمد بن ابراهيم نعمانى ، ص 207 .
( 2 ) . همان .
( 3 ) . كمال الدين و تمام النعمة ، ص 304 .
( 4 ) . همان ، ص 348 .