تخطي إلى المحتوى الرئيسي

العبقري الحسان في أحوال موالانا صاحب الزمان ( ع ) — صفحة 104

مساهمون:

ص١٠٤
اشياى محقّر باشد . پس كسى كه به آن صفات است ، چگونه اعتقاد دارد به حقّ خداوند - جلّ جلاله - و حقّ رسول او عارف است و امامت او را بر آن نحوى معتقد است كه موالات زياده از اندازه را براى شرايف معالى آن‌جناب دعوى مىكند . از آن جمله ، كسى را يافتم كه ذكر مىكند كه به وجوب رياست آن‌جناب و ضرورت ظهور و انقاد احكام امامتش معتقد است . اگر يكى از سلاطينى كه مدّعى است دشمن امام او است ، به او نيكى كند و احسانش را به او تمام كند ؛ خاطرش به بقاى اين سلطان مشار اليه ، متعلّق و اين تعلّق ، او را از طلب مهدى عليه السّلام شاغل مىشود و نيز از آن‌چه بر او واجب است ، از تمنّى عزل آن والى كه بر او انعام كرده است . از آن جمله ، كسى را يافتم كه وجوب سرور را به‌جهت سرور آن‌جناب و كدور را به‌جهت كدورت او دعوى مىكند و مىگويد : اعتقاد دارم تمام آن‌چه در دنيا است ، از مهدى - صلوات اللّه عليه - گرفته شده و آن را ملوك و ساير ناس از دست او غصب كردند و با اين‌حال او را نمىبينم كه براى اين نهب و سلب متأثّر باشد ، مثل تأثّر او ، اگر سلطانى از او درهمى يا دينارى يا ملكى يا عقارى بگيرد ؛ پس اين كجا با وفا و معرفت خداوند - جلّ جلاله - و رسول او و معرفت اوصيا عليهم السّلام . . . ، تا آخر كلام شريف كه از اين رقم است . مكرّر در اخبار ، آن‌جناب را به غريب طريد وحيد راندهء مظلوم وصف فرموده‌اند كه حقّش را منكر شده‌اند . سوّم : به‌دست نيامدن جادّهء واسع مستقيم واضح شريعت مطهّره و انحصار راه رسيدن به آن ، در راه‌هاى باريك تاريك متشتّت كه در هر رهگذر آن ، جمعى از دزدان داخلى دين مبين ، در كمين نشسته و پيوسته شكوك و شبهات در قلوب عوام ، بلكه خواص داخل كرده تا آن‌جا كه اين فرقهء قليل و عصابهء مهتدى امامى يكديگر را تكذيب ، تكفير ، لعن و توهين كرده و مىكنند ، اعدا را بر خود خيره نمودند و پيوسته ، دسته‌دسته از دين خداوند بيرون مىروند ، علماى راستين از اظهار علم خود عاجز و وعدهء صادقين عليهم السّلام صادق شد كه خواهد آمد وقتىكه اگر مؤمن بخواهد دين خود را