مثل على بن فاضل و مانند آن معارض است و خبر اينها به سبب ايمان و عدالت مقدّم است .
سوم : مخبر به فرنگيان ، نفى و مخبر به مثل على بن فاضل و مانند آن ، اثبات است ، چرا كه اينها خبر از ديدن خود مىدهند و فرنگيان مىگويند نديدهايم ، به اين معنى اثبات با نفى معارضهاى ندارد ، زيرا صدق هر طايفهاى ممكن است . پس مىگوييم فرنگيان در دعوى نديدن ، صادقاند ؛ چنانكه على بن فاضل و مانند او در دعوى ديدن .
چهارم : نظر به عموم قدرت بارى تعالى ، بودن آن بلاد و محجوب بودنشان از انظار خلايق استبعادى ندارد و اعجب اين نيست از سدّ اسكندر و كهف اصحاب كهف و ارم شدّاد كه تمام اينها به صريح قرآن روى زمين موجوداند ، حال آنكه كسى خبرى از آنها ندارد .
پس مىگوييم كسى كه خود آن بزرگوار را با اولاد و عيالش حفظ فرموده ، بلاد و مساكن آن بزرگواران را هم حفظ خواهد فرمود يا به آنكه از انظار ديگران مانند وجود خود آن بزرگوار و اتباعش آنها را مستور نمايد ؛ چنانكه به صريح آيهء
وَ إِذا قَرَأْتَ الْقُرْآنَ جَعَلْنا بَيْنَكَ وَ بَيْنَ الَّذِينَ لا يُؤْمِنُونَ بِالْآخِرَةِ حِجاباً مَسْتُوراً
« 1 » پيغمبر خاتم را از انظار دشمنان مخفى مىداشت ؛ چون قرآن را بخوانى ، ما ميان تو و آنان كه به آخرت ايمان نمىآورند ، پردهء پوشيدهاى قرار مىدهيم از چشم مردم يا به چيز ديگر يا پردهاى كه داراى صفت پوشندگى باشد .
مفسّران خاصّه و عامّه نقل كردهاند : آيهء شريفه در حقّ ابو سفيان ، نضر بن حارث ، ابو جهل و امّ جميل زوجهء ابى لهب نازل شده كه خداوند پيغمبر خود را از چشم ايشان پوشاند ، آنگاه كه قرآن مىخواند ، نزد حضرت مىآمدند ، از او مىگذشتند و او را نمىديدند .
قطب راوندى در كتاب خرايج « 2 » روايت كرده : آن حضرت در مقابل حجر الاسود
هامش
( 1 ) . سوره اسراء ، آيه 45 .
( 2 ) . الخرائج و الجرائح ، ج 1 ، ص 87 و ج 2 ، ص 775 .