اين خبر را شيخ طوسى هم در كتاب غيبت « 1 » خود ذكر كرده ، ظاهر آن است كه مراد حضرت از نبودن فرزند ؛ يعنى فرزندى كه امام و وصف امامت براى او باشد ؛ چنانكه با مذهب شيعهء اثنا عشريّه موافق است ، براى آن بزرگوار نيست و نمىباشد و به عبارت واضح ، يعنى آن جناب خاتم الاوصياست و فرزند امام ندارد يا آنگاه كه حسين بن على عليهما السّلام رجعت خواهد كرد ، او فرزند ندارد ، پس با اخبار مذكور منافاتى ندارد ، و اللّه العالم .
امر سوّم : پارهاى از جهّال و بىدينان مسلماننما از وجود چنين بلادى كه در اين دو حكايت ذكر شده ، استبعاد نموده ، بلكه آنها را منكر شدهاند ، دليل آنها بر اين استبعاد و انكار ، آن است كه فرنگيان سيّاح ، دور كرهء ارض را گشته و مثل نيكى دنيا ؛ يعنى دنياى تازه را پيدا كردهاند و اصلا اثرى از اين بلاد نديدهاند ، پس اگر آنها موجود بودند ، هر آينه بايد آنها را ديده باشند .
جواب اين شبهه ؛
اوّل : اخبار فرنگى و مانند آن بر فرض ثبوت اخبارشان اعتبارى ندارد ، زيرا قول كافر و فاسق حجّت نيست . خصوصا وقتى خودش مدّعى و غرض از قولش ، ابطال دين اسلام و اثبات دين نصارا باشد ، با اينكه به اعتراف خودشان تمام كره را سير ننمودهاند ، چون سير تمام آن موقوف بر عبور از درياى يخ است كه در منتهاى نقطهء شمال واقع شده و خودشان اعتراف دارند كه نمىتوان از آن دريا عبور كرد ، نه در زمستان و نه در تابستان ؛ در زمستان به جهت مانع بودن سرما از عبور در آن و در تابستان به جهت شكستن يخ آن دريا به واسطهء حرارت و مانع بودن آن يخها از عبور كشتى و مرور سواره و پياده ، چه بعدى دارد كه بگوييم شايد خداوند آن دريا را مثل خندق براى آن جزيره و بلاد قرار داده باشد .
دوم : بر فرض اعتبار خبر كافر و مسموع بودن قول او ؛ پس خبر آن با خبر عادل ؛
هامش
( 1 ) . الغيبة ، ص 224 .