نمايند و كمال اعزاز و اكرام مرعى دارند ، مدّت هشت روز بر مائدهء احسان وجود آن شاهزادهء عالميان ميهمان بوديم ، همهء مردم شهر در آن ايّام به ديدن ما آمدند ، اظهار محبّت و مهربانى و غريبنوازى كردند .
مردم او جمله فرشته سرشت * خوشدل و خوش خوى چه اهل بهشت
بعد از هشت روز از آن حضرت درخواستند كه ما را ضيافت كنند و به شرف قبول مأمول ايشان به كمال شادى و بهجت به مراتب ضيافت و وظايف رعايت ما پرداخته ، به مطاعم لذيذ و ملابس شهى ، ما را ضيافت نمودند . عرض آن شهر پرسرور ، دو ماه راه بود و سوار تندرو به كمتر از دو ماه ، قطع مسافت نمىنمود ، سكنهء آن شهر بيان كردند كه از اين شهر گذشته ، مدينهاى رايقه نام است و والى و حاكم آن ، قاسم بن صاحب الامر است ، طول و عرض آن برابر اين شهر و مردم آن به حسب خلق ، خلق ، صلاح ، سداد ، رفاهيّت و فراغ بال ، مانند مردم اين شهر است و چون از آن شهر بگذرى ، به شهر ديگرى مانند اين شهر رسند ، نام آن صافيه و سلطان آن ابراهيم بن صاحب الامر است ، در حوالى آن شهر ، رساتيق عظيم و ضياع كثير است كه طول آن ، دو ماه راه است و به شهرى عناطيس نام منتهى مىشود ، حاكم آن ، هاشم بن صاحب الامر و مسافت طول و عرض آن ، چهار ماه راه است .
در حوالى آن ، مزارع بسيار و مراتع بىشمار است ، مزيّن به كثرت آنها ، خضرت اشجار ، نضرت انهار و لطافت اثمار ، نمونهء جنّات تجرى من تحتها الانهار .
مىكند هر دم ندا از آسمان روح الأمين * هذه جنّات عدن فادخلوها خالدين
هركس بر سبيل عبور بدان خطّهء موفور السرور رود ، از دل كه شهرستان بدن است ، رخصت خروج نيابد .
القصّه به وزير گفت : طول و عرض ولايات مذكور يك سال راه است و سكنهء آنكه نامحدوداند ؛ تماما مؤمن و شيعه و قايل به تولّاى خدا و رسول و ائمّهء اثنا عشراند و از اعداى آنها تبرّى مىنمايند ، مجموع ايشان به خضوع و خشوع ، اقامهء صلات نموده ، اداى زكات مىكنند و آن را به مصارف شرعى مىرسانند ، امر به معروف نموده ، نهى از