خطوط قدرتيّه را ذيل آيهء چهارم از عنوان اوّل از باب اوّل كتابنا الموسم به خزينه الجواهر ذكر نمودهام كه در غير آن كتاب ، به اين نحو اقصاى آن موارد ديده نشده و ذكر تمامى آنها در اين مقام خارج از عنوان كلام است ولى تعميما للعائده و تتميما لما ذكره الشيخنا العلّامه النّورى من الفائده ، به ذكر سه مورد از آنها اكتفا مىنماييم .
مورد اوّل [ شيخ ابو الفتح محمد بن على الكراجكى در كتاب مستطاب كنز الفوائد به اسناد خود از زهرى روايت مىنمايد ]
عالم ثقهء نقه ، شيخ ابو الفتح محمد بن على الكراجكى در كتاب مستطاب كنز الفوائد « 1 » به اسناد خود از زهرى روايت مىنمايد كه گفت : هشام بن عبد الملك مرا از حجاز به شام احضار كرد . چون رو به شام مىرفتم ، به زمين بلقاء رسيدم كه آخر خاك حجاز و اوّل خاك شام است . كوه سياهى به نظرم آمد كه بر آن كلماتى نوشته شده بود ، من آنها را نفهميدم ، زيرا به لسان عبرى نوشته شده بود .
تعجّب نمودم ، از آن كوه گذشته ، وارد قصبهء عمّان شدم و از كسى سؤال كردم كه بتواند آنچه را بر نبور و جبال و احجار منقور است ؛ قرائت نمايد .
مرا به پيرى سالخورده راهنمايى كردند . پس من آنچه را كه در آن كوه سياه ديده بودم ، براى او حكايت نمودم و از او خواهش كردم همراه من آمده ، آن حروف را بخواند ، او را بر راحلهء خود سوار نموده ، نزد آن كوه رفتيم ، با خود مداد و كاغذ برداشتم تا آنچه را او از آن حروف ترجمه و تفسير نمايد ، بنويسم .
شيخ چون آن حروف را قرائت كرد ، گفت : عجب چيزى به خطّ عبرى نوشته شده .
وقتى آنها را به لسان عرب ترجمه نمود ، مضمون آنها اين بود : بسمك اللّهمّ جاء الحق من ربّك بلسان عربىّ مبين ، لا إله الّا اللّه محمّد رسول اللّه على ولىّ اللّه صلّى اللّه عليهما .
مؤلّف گويد : در نسخهء خطى كه حقير قديم الأيّام ، اين كيفيّت را از آن نقل نمودم و آثار صحّت از آن ظاهر بود ، كلمات منقوش همين بود كه نقل شد ولى در نسخهء
هامش
( 1 ) . كنز الفوائد ، ص 154 - 153 .