تخطي إلى المحتوى الرئيسي

العبقري الحسان في أحوال موالانا صاحب الزمان ( ع ) — صفحة 732

مساهمون:

ص٧٣٢
بعد از آن ، مرد رفت ، همهء بارهاى خود را باز كرده ، تفتيش نمود و از كسانى كه به ايشان متاع داده بودند ، خواهش نمود آن‌ها را تفتيش نمايند ، خبرى از آن‌ها بروز نكرد ، پس نزد ابى جعفر برگشت و گفت : پارچه‌ها پيدا نشدند . ابى جعفر گفت : به تو مىگويند : نزد فلان پنبه‌فروش برو كه در كاروانسراى پنبه‌فروشان دوتاى پنبه نزد وى حمل‌ونقل كردى ، يكى از آن‌ها كه در آن چنين و چنان نوشته شده باز كن ! آن دو پارچه در يك سمت آن است ! مرد از آن خبر متحيّر گشت و به آن مكانى كه ابى جعفر گفته بود ، برگشت و آن تاى بار را كه نشان داده بود ، باز كرد . ديد آن‌ها در يك سمت آن ، ميان پنبه پنهان شده‌اند . آن‌ها را برداشته ، نزد ابى جعفر آورده ، به او تسليم كرد و گفت : در وقت بستن بارها ، اين دو پارچه را فراموش كرده ، بعد از آن در يك سمت بار گذاشتم تا محفوظ بماند . سپس آن مرد چيزى را كه ديده و ابى جعفر به آن خبر داده ، براى مردم نقل نمود و اين امر عجيبى است كه جز پيغمبر صلّى اللّه عليه و إله و امام از جانب خداى تعالى كه عالم غيوب و سراير است ، بر آن واقف و مطّلع نمىشود و آن مرد پيش‌تر از آن وقت ، ابى جعفر را نمىشناخت .

[ تشرّف خدمت غلام حسين بن روح ] 12 ياقوتة

على بن احمد عقيقى خدمت غلام حسين بن روح مشرّف مىشود و به توجّه امام صلّى اللّه عليه و إله و فرمايش آن حضرت معجزه‌اى از او مىبيند . علّامه مجلسى رحمه اللّه در بحار « 1 » از كمال الدين « 2 » صدوق روايت نموده : ابو محمد حسن بن يحيى علوى ، پسر برادر طاهر در بغداد در خانهء خود كه در سمت بازار پنبه‌فروشان بود ، به ما خبر داد ؛ گفت : ابو الحسن على بن احمد عقيقى در سال دويست
هامش
( 1 ) . بحار الانوار ، ج 51 ، ص 338 - 337 . ( 2 ) . كمال الدين و تمام النعمة ، ص 506 - 505 .