شرف حضور حضرت حجّت - صلوات اللّه عليه - رسيد ، شناسد يا نشناسد ، در خواب يا بيدارى و بردن بهره و فيضى از آن حضرت است ؛ هرچند آن فيض و بهره جز زيادتى نور يقين و معرفت وجدانى به آن وجود معظّم كه اين خود از اهمّ مقاصد است نباشد .
نيز غرض از نگارش آن ، به دست آوردن راهى است كه شايد به وسيلهء آن در عمر خويش ، نوبتى به اين نعمت رسيد ؛ هرچند در عالم رؤيا باشد ، از جملهء آن آداب و اعمال عمل معهود ، در عراق عرب و لا سيّما در نجف اشرف است . از مواظبت چهل شب چهارشنبه يا چهل روز چهارشنبه و يا چهل روز جمعه در رفتن به مسجد كوفه يا مسجد سهله و يا كربلا به جهت درك حضور آنجان جهان و امام عالميان ؛ چنانكه معهودى اين عمل نزد علما ، صلحا ، اخيار و ابرار سكنهء آن ديار ، كالنّار على المنار ، مشهور و آشكار است .
و اى بسا مردمان كه به وسيلهء اين عمل مرصوص بنيان ، به شرف لقاى آن حجّت ملك منّان مشرّف گرديدند ؛ چنانكه از مطاوى قضاياى منقول در اين بساط ، معلوم و مبيّن شده است .
در نجم ثاقب « 1 » در سرّ اين عمل ، فرموده : از تأمّل در قصص و حكايات گذشته معلوم مىشود مداومت بر عمل نيك و عبادت مشروع و كوشش در انابه و تضرّع در مدّت چهل روز ، به جهت اين مقصد از اسباب قريب و وسيلههاى عظيم است ، بلكه مواظبت بر غذا و شرابى حلال يا حرام تا چهل روز ، موجب تغيير حالت و انتقال از صفتى به صفتى ديگر مىشود ؛ چه از نيك به بد و چه از بد به نيك و چهل مورد از اخبار و آثار را شاهد بر اين دعوى و دليل بر اين مدّعى قرار داده ؛ هركس آنها را بخواهد ، به حاشيهء كتاب كلمهء طيّبه و يابه باب دوازدهم نجم ثاقب رجوع نمايد .
در باب مزبور از كتاب مذكور ، فصلى براى آن آداب و اعمال قرار داده و ما تتميما للفائده و تعميما للعائده آن را حرفا به حرف نقل مىنماييم .
هامش
( 1 ) . نجم الثاقب در احوال امام غايب ، ج 2 ، ص 971 .