[ ملا محمد صادق عراقى ] 29 ياقوتة
خواب فاضل مقدّس آخوند ملّامحمد صادق عراقى است .
چنانكه علّامه نورى در دار السلام از مرحوم عالم ربّانى ، جناب حاج ملّا فتحعلى عراقى نقل نموده ، فرمود : فاضل مقدّس ، آخوند ملّا محمد صادق عراقى در غايت سختى و پريشانى بود و به هيچوجه براى او گشايشى نمىشد ، تا آنكه شبى در خواب ديد در يك وادى خيمهاى بزرگ يا قبّهاى سرپاست ، پرسيد : اين خيمهء كيست ؟
گفتند : اين خيمهء امام زمان عليه السّلام است . به تعجيل خدمت آن حضرت مشرّف گرديد و سختى حال خود رابه آن سرور عرض كرد و از آن بزرگوار دعايى براى گشايش كار و رفع عسرت خويش ، خواست .
آن حضرت او رابه سيّدى از اولاد خود حواله داد و به او و به خيمهء او اشاره فرمود .
آخوند از خدمت آن حضرت بيرون شد و به همان خيمهاى رفت كه حضرت به آن اشاره فرموده بود .
ديد سيّد سند و جبر معتمد ، عالم امجد مؤيّد ، جناب آقا سيّد محمد سلطان آبادى در آن خيمه است ، روى سجّاده نشسته ، مشغول دعا خواندن است . آخوند به سيّد سلام كرده و كيفيّت را برايش گفت . سيّد براى وسعت رزق ، به او دعايى تعليم نمود .
سپس از خواب بيدار شد ، درحالىكه آن دعا در خاطرش بود و قصد خانهء آن سيّد را كرد و پيش از اين خواب ، آخوند از سيّد منافر بود و به سببى كه او را اظهار نمىكرد با او مراوده نداشت .
چون به خدمت سيّد رسيد ، او را به همان نحو كه در خواب ديده بود ، در مصلّاى خود نشسته ، مشغول ذكر و استغفار ديد . سلام كرد . سيّد جواب سلامش را داده ، تبسّمى نمود ، مثل اينكه از قضيّه مطّلع باشد .
آخوند براى گشايش امر خويش ، دعايى خواست . سيّد همان دعايى را كه در خواب تعليم فرموده بود به او تعليم نمود .