استخوانهاى او را بعد از اينكه پوسيده شده بود ، در ظرفى از مس ، گذاشتند و او را در موضعى دفن كردند كه به اسم خود ارسطو طاليس معروف است ، آن مكان را مجمع خود قرار داده و در آنجا براى مشاورت در كارهاى بزرگ و امورات جليل جمع مىشدند و هر وقت مطلبى از فنون علم و حكمت برايشان مشكل مىشد ، قصد آنجا مىنمودند و بر سر قبرش مىنشستند و ما بين خود به مناظره و مباحثه مشغول مىشدند ، تا آنكه آنچه مشكل شده بود برايشان واضح مىشد و اعتقاد داشتند آمدن به موضعى كه ارسطو در آن دفن شده ، بر عقل و زكاء ايشان ، مىافزايد و اذهان ايشان را تلطيف و پاكيزه مىكند ، نيز بعد مرگ ارسطو اين را تعظيمى براى او مىدانستند و فراق و حزن و اندوه بر آن فجيعه و مصيبت فقدان ينابيع حكمت او را باعث تأسّف مىدانستند ، انتهى و اللّه المعين .
[ ابو الوفاى شيرازى ] 28 ياقوتة
خواب ابو الوفاى شيرازى محبوس ابى على الياس است .
مجلسى رحمه اللّه در بحار الانوار « 1 » از كتاب مجموع الدعوات « 2 » تلعكبرى و در كلم الطيّب از قبس المصباح از ابى الوفاى شيرازى روايت كردهاند كه گفت : من در حبس ابى على الياس با ضيق حال اسير بودم ؛ بر من معلوم شد او قصد قتل مرا كرده ، پس به سوى خداوند تبارك و تعالى شكايت كردم و مولاى خود ابى محمد بن على بن الحسين زين العابدين عليهما السّلام را شفيع قرار دادم ، خواب مرا در ربود و به روايت شخصى به نام قبس ، موكّلين به من گفتند : قصد بدى به تو كرده است . من مضطرب شدم و بنا كردم به مناجات كردن با خداوند به توسّل به پيغمبر صلّى اللّه عليه و إله و ائمّه عليهم السّلام .
شب جمعه كه شد و از نماز فارغ شدم و خوابيدم ، در خواب رسول خدا صلّى اللّه عليه و إله را
هامش
( 1 ) . بحار الانوار ، ج 91 ، ص 36 - 32 .
( 2 ) . الدعوات ، ص 192 - 191 .