مرد تعليم و تعيين كرده بود . سپس سلام نماز را گفته ، برخاستم ، روبه قبله ايستادم ، آن زيارت را خواندم ، حاجت خود را هم ذكر كردم و به مولاى خود حضرت صاحب الامر عليه السّلام استغاثه كردم .
پس از آن به سجدهء شكر رفتم و در دعا طول دادم آنقدر كه ترسيدم وقت نماز شب فوت شود . سپس برخاستم و نماز شب را به جاى آوردم ، تا آنكه وقت صبح داخل شده ، نافله و فريضه صبح را به جا آوردم ، مشغول تعقيب نماز صبح شدم و دعا كردم . به خدا قسم هنوز آفتاب طلوع نكرده بود كه از آن شدّت و حادثهاى كه داشتم ، فرج رسيد و ديگر آن حادثه در باقى ماندهء عمر عود نكرد و احدى تا امروز بر آن حادثه مطّلع نشد و المنة اللّه و له الحمد كثيرا .
مؤلّف گويد : بعضى از علماى اعلام ، دعوى تجربه در خصوص اين عمل نموده و آن را از مجرّبات و مؤثّرات قطعيّه دانسته است .
[ مردى از زمان ابن طاوس ] 21 ياقوتة
خواب مردى است كه اذن به ذكر نام خود نداده است .
مجلسى مرحوم در بحار از كتاب نجوم سيّد بن طاوس رحمه اللّه نقل نموده كه گفته : در زمان خود ، جماعتى را ديدم كه مىگفتند : ما مهدى عليه السّلام را ديدهايم و در ميان ايشان كسانى بودند كه از آن حضرت پارهاى رقعه و مراسله اخذ نموده بودند كه به آن حضرت عرض شده بود .
از جمله حكايات ايشان ، قصّهاى است كه صدق آن ، بر من معلوم شد و ناقل مرا به ذكر نام خود اذن نداد و آن ، اين است كه او گفت : از خدا خواستم او را ببينم .
در خواب ديدم كه آن حضرت را در فلان وقت ، مشاهده خواهم كرد . در همان وقت به مشهد كاظمين رفتم و در آن مكان شريف بودم . ناگاه صدايى شنيدم كه صاحب آن صدا ، امام محمد تقى عليه السّلام را زيارت مىكرد و من صاحب آن صدا را از قبل