تخطي إلى المحتوى الرئيسي

العبقري الحسان في أحوال موالانا صاحب الزمان ( ع ) — صفحة 695

مساهمون:

ص٦٩٥
و باد و باران آن‌قدر آمد كه تردّد خلق را از آن موضع قطع كرد تنها ماندم ، دعا مىكردم ، زيارت مىنمودم و نماز مىخواندم . ناگاه صداى پايى از سمت مولاى خود ، موسى بن جعفر عليه السّلام شنيدم و مردى را ديدم كه زيارت مىكند . پس بر آدم عليه السّلام و اولو العزم عليهم السّلام سلام كرد ، آن‌گاه بر يك‌يك ائمّه عليهم السلام وقتى به صاحب الزمان - عجّل اللّه فرجه - رسيد نام او را ذكر نكرد . از اين عمل مذكور تعجّب كردم و گفتم ؛ شايد او را فراموش كرد يا نمىشناسد يا اين مذهبى براى اين مرد است . چون از زيارت خود فارغ شد ، دو ركعت نماز خواند و به سوى مرقد مولاى ما ابى جعفر عليه السّلام رو كرد . سپس مثل آن ، زيارت و سلام زيارت كرد و دو ركعت نماز خواند ، من از او خايف بودم ، زيرا او را نمىشناختم ، ديدم جوانى كامل است ، در جوانى معدود از رجال و در بدنش جامه‌اى سفيد است و عمّامه‌اى دارد كه آن را به طرفى از حنك گذاشته بود و ردايى بر كتف انداخته بود . گفت : اى ابو الحسن بن ابى البغل ! تو از دعاى فرج چه مىدانى ؟ گفتم : اى سيّد من ! آن دعا كدام است ؟ فرمود : دو ركعت نماز مىگزارى و مىگويى : « يا من أظهر الجميل و ستر القبيح يا من لم يؤاخذ بالجريرة و لم يهتك السّتر يا عظيم العفو يا حسن التّجاوز يا واسع المغفرة يا باسط اليدين بالرّحمة يا صاحب كلّ نجوى و منتهى كلّ شكوى يا مقيل العثرات يا كريم الصّفح يا عظيم المنّ يا مبتدئا بالنّعم قبل استحقاقها يا ربّاه يا ربّاه يا ربّاه ده مرتبه يا غاية رغبتاه ، ده مرتبه اسئلك به حق هذه الأسماء و به حق محمّد و إله الطّاهرين عليهم السّلام الّا ما كشفت كربى و نفّست همّى و فرّجت غمّى و اصلحت حالى . » « 1 » بعد از اين ، دعا كن و هرچه را خواستى بطلب ! آن‌گاه روى راست خود را بر زمين مىگذارى و صد مرتبه در سجود خود مىگويى : يا محمّد يا على يا على يا محمّد
هامش
( 1 ) . مفاتيح الجنان ، ج 1 ، ص 47 .