مقبول بوده و در روايت آن ، تأمّلى نفرمودند و اين نشود ، مگر آنكه از مبلّغ و رسانندهء آن ، علامت صدق و شاهد قاطعى ديده باشند ؛ چنانكه خود آن شخص حامل ، نيز بايد بر آيه و علامتى بر بودن آنها از سوى آن جناب عليه السلام واقف شده باشد و بىاين شواهد و آيات چگونه مىشود كه اصحاب آن را تلقى كنند و قبول نمايند و به جزم ، آنها را به آن جناب عليه السّلام نسبت دهند .
بحر العلوم رحمهم اللّه در رجال خود به اين نكته اشاره نموده ، چرا كه در ترجمهء شيخ مفيد بعد از ذكر توقيعات مشهور كه براى آن بزرگوار از ناحيهء آن حجّت غائب از انظار ، صادر شده ، فرموده : در امر آنها به سبب وقوعشان در غيبت كبرا و جهالت آن شخص كه اين توقيعات را رسانده و دعوى كردن او به مشاهده ، بعد از غيبت صغرا منافى است ، اشكال مىرود و ممكن است دفع اين اشكال به احتمال حصول علم ، به سبب قراين و مشتمل بودن توقيع بر اخيار از فتنه ، شورشها ، جنگهاى بزرگ و اخبار از عيبى كه جز خداوند و اولياى او كسى بر آن مطّلع نمىشود به اينكه آن را براى ايشان ظاهر نمايد و اينكه مشاهده كه ممنوع شده ، اين است كه امام عليه السّلام را مشاهده كند و بداند او حجّت عليه السّلام است ، درحالىكه آن جناب را مشاهده مىكند و معلوم نشده آورندهء توقيع ، اين مطلب را دعوى نموده باشد .
[ خطّ آن سرور بر قبر شيخ مفيد ] 54 ياقوتة
در اين باب است كه خطّ آن جناب بر لوح قبر شيخ مفيد نوشته شده بود .
چنانكه در مجالس المؤمنين است كه اين چند بيت به حضرت صاحب الامر عليه السّلام منسوب است كه در مرثيهء جناب شيخ مفيد گفته و بر روى قبر او نوشته ، ديدهاند :
لا صوّت للنّاعى بفقدك انّه * يوم على آل الرّسول عظيم
ان كنت قد غيّبت في جدث الّثرى * فالعلم و التّوحيد فيك مقيم
و القائم المهدى يفرح كلّما * تليت عليه من الدّروس علوم