شيخ طاهر گفت : چند سال است كور شدهام و باب بسيارى از راه معاش بر من مسدود شده كه يكى از آنها خدمت علما و طلّاب بود كه به آنجا مشرّف مىشوند ؛ اما حسب وعدهء آن حضرت الحمد للّه از آن تاريخ تا حال در امر معاش ، گشايش شده و هرگز به سختى و ضيق نيفتادهام .
[ حاج على بغدادى ] 3 ياقوتة
مكاشفهء صالح زاهد تقى حاجى على بغدادى است . علّامهء مذكور در كتاب سابق « 1 » الذكر فرموده : در حكايات اشخاصى كه در غيبت كبرى به خدمت امام عصر رسيدهاند كه از جمله قضيّهء صالح صفى متّقى حاجى على بغدادى است كه موجود است در تاريخ تأليف اين كتاب وفقه اللّه و اگر نبود در اين كتاب شريف ، مگر اين حكايت متقنهء صحيحه كه در آن فوايد بسيار است و در اين نزديكىها واقع شده ؛ هر آينه كافى بود در شرافت و لغاست آن و شر ؛ آنچنان است كه در ماه رجب سال گذشته كه مشغول تأليف رسالهء جنّة الماوى بودم ، عازم نجف اشرف شدم به جهت زيارت مبعث . پس وارد كاظمين شدم و خدمت جناب عالم عامل و فقيه كامل سيّد سند و حبر معتمد آقا سيّد محمد بن العالم الاوحد ، سيّد احمد بن العالم الجليل و المتوحّد النبيل سيّد حيدر الكاظمينى - ايده اللّه - رسيدم و او از تلامذهء خاتم المجتهدين و فخر الاسلام و المسلمين استاد أعظم شيخ مرتضى ( اعلى اللّه مقامه ) است و از اتقياى علماى آن بلدهء شريفه و از صلحاى ائمّهء جماعت صحن و حرم شريف و ملاذ طلّاب و غربا و زوّار پدر و جدّش از معروفين علما و تصانيف جدّش سيّد حيدر در اصول و فقه و غيره موجود ، پس از ايشان سؤال كردم كه اگر حكايت صحيحهاى در اين باب ديده يا شنيده ، نقل كنيد ؛ پس اين قضيّه را نقل نمود و خود سابقا شنيده بودم و لكن ضبط اصل و سند آن نكرده بودم . پس مستدعى شدم كه آن را به خطّ خود بنويسد ، فرمود : مدّتى است شنيدم
هامش
( 1 ) . نجم الثاقب در احوال امام غايب ، ج 2 ، ص 585 - 573 .